مردم حجاز واژه كذب را بجاى واژه خطا آرند گويند گوشت دروغ گفت يعنى درست نشنيد و مقصود از دروغگوئى شكم ناشايستى پذيرش درمان و لغزش از آنست ، يك ملحدى اعتراض كرده كه عسل مسهل است و چگونه نسخه شود براى شكمروه ، پاسخش اينست كه اين از نادانى است چنانچه خدا فرموده « بلكه دروغ شمردند آنچه را دانشش را فرا ندارند - 39 - يونس » زيرا پزشكان همه گويند يك بيمارى باختلاف سن و عادت و زمان و خوراك معمولى و تدبير و نيروى طبع بيمار دارويش اختلاف يابد ، و اسهال چند علت دارد چون هيضه كه از تخمه باشد ، و اتفاق دارند كه بايد طبيعت را آزاد گزارد تا كار خود را بكند و اگر نياز به مسهل شود تا توانى در بيمار است به كار رود ، و گويا شكمروه اين مرد از تخمه بوده و پيغمبر برايش انگبين فرموده تا فضولات كنار معده و روده را دفع كند چون انگبين برنده است و فضولاتى كه بمعده نشسته و چسبيده و جلوگير از جاگير شدن غذا در آنست دفع كند و معده ريشهها دارد چون ريشههاى پارچه مخمل و اگر اخلاط چسبنده بدانها بند شود تباهش كند و خوراكى كه هم بدان رسد تباه سازند و درمانش همانست كه اين اخلاط را از جا كند و مانند عسل داروئى نباشد ، بويژه با آب جوش و باريكم به رسيدن در معده تباه شود ، زيرا دارو بايد به اندازه درد باشد ، اگر كم باشد دفع نكند و اگر بيش باشد در بار نخست نيرو را سست كند و بيمارى ديگرى آرد ، و گويا باريكم اندازهاى نوشيده كه درد براندازد نبوده و فرموده دوباره بنوشد و چون چند بار نوشيده ، بس شده و بفرمان خدا خوب شده ، و اينكه فرمود :
شكم دروغگو است اشاره است باينكه اين دارو خوبست و ماندن بيمارى براى كاستى دارو نيست بلكه براى فزونى ماده فاسد است ، وانگهش بباز نوشيدن عسل فرمان داد تا ماده را پايان دهد و چنين بود و بفرمان خدا بهبود يافت .
خطابى گفته : طب دو نوع است ، طب يونان كه بقياس است و طب عرب و هند كه از تجربه است ، و بيشتر نسخههاى پيغمبر براى بيماران بروش طب عرب است .
و برخى را از وحى آموخته ، مؤلف كتاب المائة في الطب . گفته : يك بار انگبين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٣