باب پانزدهم كباب و بريان و كلهها
آيات قرآن مجيد
: هود - 69 « درنگى نكرد كه يك گوساله بريان آورد » .
تفسير : راغب گفته : حنيذ بريانى ميان دو سنگ است ، و اين كار براى آنست كه چسبندگى آن برود در قاموس گفته : ( حنذ الشاة ) يعنى آن را بريان كرد و سنگ تافتهاى روى آن نهاد تا آن را بپزد و حنيذ بريانيست كه آبش پس از بريان شدن ميچكد پايان و اين اشاره دارد ببرترى بريان بويژه چنين .
اخبار باب
1 - در محاسن ( 468 ) بسندش از موسى بن بكير كه امام هفتم عليه السّلام به من فرمود : چه شده كه تو را زرد رنگ ميبينم ؟ گفتم بر اثر تبى است كه دچارم ، فرمود : گوشت بخور و خوردم و جمعه ديگر مرا ديد كه رنگم زرد بود فرمود : فرمانت دهم به خوردن گوشت ، گفتم آن را خوردم ، فرمود : چگونه ؟
گفتم : پخته ، فرمود : نه ، كباب بخور و خوردم و جمعه ديگر فرستاد و مرا خواست و خون بچهرهام بازگشته بود و فرمود : بسيار خوب .
كشّى : بسندش مانند آن را آورده ( 437 رجال كشّى ) 2 - در محاسن ( . . ) بسندش ( قريب به همين مضمون را با بيانى كوتاهتر آورده ) 3 - در همان ( . . ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه كباب تب را ببرد 4 - از همان ( . . ) بسندش از اصبغ بن نباته كه نزد امير المؤمنين عليه السّلام رفتم و در بر او بريانى بود فرمود : نزديك آى و بخور ، گفتم يا امير المؤمنين اين برايم زيانبار است ، فرمود : نزديك آى تا كلماتى به تو آموزم كه بخوانى و هيچ چيز