تريدى از آن فراهم ميكردند كه خود مىخورد و بمردم ميخورانيد از نان و گوشت و بسا كه خودش هم گوشت مىخورد .
4 - در خصال ( 2 / 618 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه چون مسلمانى ناتوان شد بايد گوشت و شير بخورد زيرا خدا عزّ و جلّ نيرو را در آنها نهاده ، و فرمود :
گوشت گاوها و شيرشان درمانست و روغنشان شفاء ، فرمود : كم ماهى بخوريد كه تن را آب كنند و بلغم را افزايند و نفس را سخت كنند .
5 - در عيون ( 1 / 314 ) بسندش تا امام ششم عليه السّلام كه خدا تبارك و تعالى بد دارد خانه گوشت را و گوشت فربه را و يكى از يارانش به او گفت : يا ابن رسول اللَّه ما البته گوشت را دوست داريم و خانه ما بىگوشت نيست اين چگونه شود ؟ فرمود چنين نيست كه تو فهميدى همانا خانه گوشت خانهاى است كه در آن ببدگوئى گوشت مردم خورده شود و گوشت فربه ، زورگوى بزرگى فروش است كه در رفتن به خود ببالد .
توضيح : در نهايه است كه خدا بد دارد خانه گوشتين را و در روايتى « خانه گوشت را و اهلش را » گفتند مقصود آنانند كه بسيار گوشت مردم را با غيبت بخورند ، و گفتند : آنانند كه بسيار گوشت بخورند و آن را پيوسته دارند و اين معنى مناسبتر است و از اينست گفته عمر كه بپرهيزيد از اين گوشتفروشيها كه سركشى دارند مانند سركشى مَى ، گويند مرديست لحم و لاحم و ملحم و لحيم ، لحم آنكه بسيار گوشت خورد ملحم آنكه بسيار گوشت دارد يا آن را ميخوراند ، لاحم آنكه نزد او گوشت است لحيم آنكه گوشتين است پايان .
گويم : از آنچه گفتيم برآيد كه احاديث نكوهش گوشت از راه تقيهاند ، و تعبير از متكبر بر خود بالنده به گوشت فربه استعاره است زيرا او به خود باد مىكند و به بينى خود و گويا فربه باشد .
6 - در عيون ( 2 / 35 ) بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه سره خوراكها در دنيا و ديگر سرا گوشت است و سره نوشابهها در دنيا و ديگر سرا آبست و من سرور
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٩