تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
بپايان رسد تا گودى كف پا تا ميانش بتدريج باشد . مچ پا : از مچ دست جداست كه اين يك رده است و آن دو رده بود ، و استخوانهايش از آن كمترند زيرا نياز به حركت دارند و كار در دست بيش است ، و در پا نياز محكمى بيش است ، شكل پا از جلو دراز است تا بشود راست ايستاد ، و كفش برآمده است و ميان تهى تا وقت ايستادن و بويژه راه رفتن بسوئى مخالف پا كه بجلو كشيده مىشود گرايد ، و استوارى درست برآيد ، و گام نهادن بر چيزهاى گرد و برآمده بر جا افتد بىدرد و آزار ، و تا پا بمانند نردبان باشد و برخى از آن جدا از زمين بماند تا راه رفتن و دويدن آسانتر باشد ، براى همين از استخوانهاى بسيار آفريده شده است و بدانست كه زير پا را در خود گيرد بمانند مشت كه چيز را در خود گيرد . ايضاح : در قانون گفته : مغز بدرازا سه درون دارد و گر چه هر درونى در پهنا دو تيكه است ، و تيكه پيشين به خوبى جدا است از دو تيكه راست و چپ و ياور بالا كشيدن هواء و ريختن فضول است با عطسه و اثر بخش است در پخش بيشتر روح حساس و كارهاى نيروهاى صورتگر قوانين ادراك باطنى . و اما درون آخرين نيز بزرگ است چون تهيگاه عضو بزرگى را پر كند و مايه چيز با ارزشى است كه مغز حرام است و بيشتر روح جنبش از آن پخش شود ، و كارهاى نيروى حافظه در آن انجام شوند ولى خردتر از بخش پيشين است و بلكه از هر دو بطن جلو ، و با اين حال خرده خرده بسوى مغز حرام كوچك شود و در هم رود و سخت گردد . و درون ميانه چون سوراخى است ميان تيكه جلو و تيكه واپس و بمانند دهليزى در ميان آنها است ، از اين رو بزرگ است و دراز چون از بزرگى به بزرگى ميكشاند و بدان روح جلو بروح واپس ميرسد ، و نمونه‌هاى ياد شده را نيز مىرساند و اين درونى ميانه سقفى دارد از تو كرويست بمانند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 51 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى