كرده چون پخشهاى رگ مآب ديگر كه خلاء ميان آنها نيز با گوشت غدّه دار پر مىشود .
و اين غدّهها هم هم شكل تيرههاى نامبرده است به همان هيئت پخشى كه وصف شد و چنانچه تيره شدن و پخش نامبرده از تنگى آغاز شود به گشادگى پايان يابد كه مايه پهن شدن آنست همچنين اين غده صنوبرى سرش از بالا آغاز گشودگى كند و بسوى هدف خود رود تا آويزهگى تيره كامل گردد و در آنجا يك بافته زهدانى پديد گردد و در آن جاى گير شود .
آن تيكه از مغز كه اين بطن را دارد همه ، و تيكههاى بالايش گردند و رگه رگه در درازاى آن پيوست بهم تا بتواند كش آورد و بسته شود بمانند كرم ، و درون بالاش پردهاى دارد كه در اندرون مغز است تا مرز دنباله آن و مركب است از دو دندانه مغزى گرد در محيط طول بمانند دو استخوان ران كه در برخوردن نزديكند و چون دور شوند گشادهاند با تركيب برشتههائى بنام وترات تا از آن بدر نشوند ، تا چون اين كرمك كش برداشت و پهنايش تنگ شد اين دو دندانه بهم نزديك شوند و مجرى بسته شود ، و چون به خود كشيد و پهناش فزود آن سوراخ باز شود ، و آنچه از آن پهلوى دنباله مغز است نازكتر است ، و كوژدار ، و جاگير شود در دنباله مغز مانند اينكه فرو رفته ، و جلوش پهنتر است از دنبالهاش تا شكلى كه مغز آن را پذيرد ، و آن دو دندانه را « قبتين » نامند .
و البته رگه رگه نيستند بلكه نرم و هموارند ، تا بست و جفت شدن آنها محكمتر باشد ، و پذيرائى آنها براى حركت چون يك چيز باشد ، و براى دفع فضول مغز دو سوراخ است يكى در درون جلو در مرز ميان آن و واپس آن ، و ديگرى در بطن ميانه ، و براى بطن دنبال مجراى جدائى نيست ، چون در يك سو است و خرد است نسبت بجلوى و سوراخ پذير
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 53
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٣