تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
از رگ زير شانه كه جاى كوچكترى دارد از درون ساعد بگذرد تا بسر زند فرودين رسد و از برخى تيره‌هاش رگى است ميان خنصر و بنصر بنام اسيلم . و آن بخش كه به پائين تن آيد بر مهره‌هاى پشت نشيند و بسوى زير آيد و در آغاز از آن تيره‌ها به پيچشهاى قلوه‌ها و پرده‌هاشان و اجسامى كه در برشانند آيند و آنها را بنوشانند سپس از آن دو تيره بزرگ درون تهيگاه قلوه‌ها درآيند و دو تيره‌ها بتخمها كشند ، و از آن در نزد هر مهره دو رگ جدا شوند كه اعضاء نزديك آن را بنوشانند چه آنها كه در درونند مانند زهدان و مثانه يا در برون چون مراق شكم و دو تخم تا چون به آخرين مهره رسد دو بخش شود يكى بپاى راست آيد و ديگرى بپاى چپ و از آن تيره‌ها پخش شوند كه ماهيچه‌هاى دوران را بنوشانند ، برخى در ژرف ماهيچه ژرفا را نوشاند و برخى در برون ماهيچه ظاهر را . و چون به بند تاشو زانو رسد سه بخش شود يك بخش از ميانه گذرد و با تيره‌هاى خود همه ماهيچه‌هاى درون و برون ساق را نوشاند ، و بخشى در درون ساق باشد تا در نزد كعب پديد شود در درون صافن . و بخش سوم در طرف ظاهر ساق باشد كه در ژرف ناحيه كعب برونى است و آن عرق النساء است ، و از هر كدام اين دو تيره چون بقدم رسند تيره‌هائى در قدم پراكنده شوند و تيره كه در سمت دو انگشت كوچك پا هستند از تيره‌هاى عرق النساء باشند و آنها كه در انگشت بزرگند از تيره‌هاى صافن باشند . زهره : كيسه‌ايست از پى آويزان از كبد بسوى معده روى بزرگترين پره كبد و آن يك طبقه است و از سه صنف ليف بافته شده و دو سوراخ دارد يكى بژرفناى كبد است و بدان خلط صفراء را به خود كشد و ديگرى پخش شود و بروده‌هاى بالا و به تك معده پيوندد و تيكه‌هائى از صفراء را بدانها ريزد تا