با مقام اينست كه كمر بستن يك سود طبى دارد ، و اين تفسير از اين نظر است كه حزازمة كسانى بودند كه كمر مىبستند نه براى اين كار .
ولى اعتراض اينست كه لفظ حزازمه اين معنا را ندارد و بسا گفتهاند : اصل كلمه مرازمه است براء بينقطه در نهايه گفته : در حديث است كه « اذا اكلتم فرازموا » يعنى بياميزيد خوردن را با شكر كردن و ميان لقمهها الحمد للَّه ، و گفته شده يعنى خوردنيها را بهم آميخته كنيد ، نرم را با درشت و خوشمزه را با نامطبوع بخوريد .
و گفته شده كه مرازمت در خوراك نوبتگذاريست كه يك روز گوشت خورد يك روز شير ، يك روزه خرما يك روز نان تنها ، به شتر كه هر روزى يك گياهى خورد اين تعبير را گويند .
اصبهانى در شرح مقامات حريريه گفته : رزم بمعنى جمع است و به اين معنا است حديث « اذا أكلتم فرازموا » يعنى جمع كنيد ميان حمد و خوردن ، و از اين باب است مرازمه آنكه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آن را دوست ميداشت يعنى جمع ميان نان و انگور براى نانخورش .
من گويم : اين تفسير مناسبت ندارد و اگر باب تصحيف را گشائيم ممكن است اصلش حضارمه باشد يعنى مردم حضرموت يمن يا حضارمه مصر و تناسب هم وارد ، زيرا مدح آنها و فرمان بمعاشرت با آنها و سكونت در بلاد آنها است ، يا خضارمه به دو نقطه دار باشد ، در قاموس گفته : خضرم - چون زبرج با بخشش و آقا است و نام جمعى از عجم كه در صدر اسلام برآمدند و در شام ساكن شدند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٢