تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ ، وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ
. بيان : اينكه فرمود مايه هر درديست يعنى بحسب غالب يا منظور آن بلاديست كه برودت بر اهلش غالب است . اينكه فرمود : هر كه دو چوب به كار برد : يعنى خلال و مسواك ، از شكنجه كلبتين آسوده است : يعنى نياز بكشيدن دندان ندارد . اينكه فرمود : بايد آن را قى كند : در نهايه گفته : در حديث است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم عمدا قىء كرد و روزه را افطار كرد و از اين باب است حديث كه « اگر مردم ميدانستند ايستاده آب نوشيدن چه بر سر دارد آنچه نوشيده قىء كنند ، خشام را در نهايه گفته يعنى كسى كه بو نشنود و درك نكند . مرض سخين يعنى گرم و سخت و آزار كن ، در نهايه است كه بدتر زمستان سخين است يعنى گرم بىسرما و بسا كه ثخين بثاء سه نقطه باشد يعنى ژرف گير كه گويند : اثخن في العدو يعنى زخم كارى به او زد و از اينست قول خدا تعالى «
حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ
4 - محمّد » يعنى بر آنها پيروز شديد و زخم بسيار بر آنها زديد . من گويم : همانا همه اين رساله را در اين مقام آوردم با اينكه بسيارى تيكه‌هاش مناسب بابهاى ديگر است براى آنكه همه‌اش بمنزله يك خبر است و خواستم يك جا باشد و پر بسند آن توجه نكردم براى اينكه اجزاء آن با سند در جاهاى ديگر ذكر شده . اينكه فرمود حزازمه را باشيد با دو زاء كه در برخى نسخه‌ها است در روايات فريقين معنى مناسبى ندارد و بمعنى كمر بند بستن كه از احتزام باشد بعيد است گرچه با تفسيرى كه مستغفرى كرده است تناسب دارد . در نهايه گفته : در حديث است كه نهى شده مرد بىكمربند نماز بخواند . يعنى كمرش را بندد مبادا عورتش كشف شود و از آنست حديث كه نهى ان يصلى الرجل حتى يحتزم ، و حديث ديگر كه امر بتحزم در نماز كرده - پايان - و تناسبش