32 - و از همان : بسندى از شيخى از اصحاب خودمان كه جمعى نزد امام ششم عليه السّلام بوديم پيرمردى به او گفت : دردى دارم و براى درمانش شراب خرما مينوشم ، و آن را براى آن حضرت شرح داد ، و فرمودش چه تو را باز دارد از درمان به آب كه خدايش هر زنده را از آن آفريده ، گفت با من سازگار نيست فرمود : چه بازت دارد از عسل كه خدا در آن درمان براى مردمان نهاده ، گفت دست رسم نيست فرمود : چه بازت دارد از شير كه گوشتت از آن روئيده و استخوانت از آن نيرو گرفته ؟ گفت : با من سازگار نيست ، امام عليه السّلام فرمود ؟ ميخواهى منت فرمان بنوشيدن مى دهم ؟ نه ، به خدا به تو فرمان ندهم ( تفسير عياشى ج 3 ص 264 ) .
33 - در كافى ( ج 6 ص 337 ) بسندى از ابى الحسن عليه السّلام كه هر كه آب پشتش دگرگون شده البته شير تازه با عسل براى او خوبست .
34 - و از همان ( 291 - روضه ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه راه رفتن بيمار را پس برد ، چون پدرم بيمار ميشد او را در جامهاى براى قضاى حاجت ميبردند - يعنى وضوء - چون كه ميفرمود راه رفتن بيمار را پس برد .
35 - در دعائم : از علي عليه السّلام كه پر ميفرمود : هر كه زيست خواهد و زيستى نيست بايد رداء را سبك دارد و هميشه كفش پوشد و كم با زنان جماع كند ، و بامدادان چاشت خورد .
36 - از امام ششم عليه السّلام كه اگر مردم در خوراك ميانه روى داشتند تنشان سالم بود .
37 - و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه شام نخوردن پيركننده است .
38 - و از او علي عليه السّلام كه : شام نخوردن ويرانى تن است ، و مرد سالخورده را شايد كه شب نگذراند جز درونش پر از خوراك باشد .
39 - و از او علي عليه السّلام كه سه تا فراموشى برند و ياد آورند ، خواندن قرآن مسواك زدن . روزه .
40 - و از علي عليه السّلام در باره زن كه پيوسته خون بيند فرمود ، براى هر نمازى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 208
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٨