هر دردى جز مرگ و سپس بسائل فرمود : تو را راهنمائى نكنم بر آنچه رسول خدا در آن استثناء ندارد ؟ گفت آرى ، فرمود : دعاء است كه قضاى مبرم سخت را برگرداند ، و انگشتانش را بهم چسباند از دو دست و با هم جمع كرد يكى را با ديگرى انگشت كوچك را در برابر آن چون يك چيز به تو نمود
باب هشتاد و يكم : عناب
1 - در مكارم : از علي عليه السّلام كه : عناب تب را ببرد - 199 - 2 - از ابن ابى خضيب ( حسين خ ب ) كه چشمم سفيد شد ، و چيزى با آن نميديدم ، امير المؤمنين عليه السّلام را در خواب ديدم و گفتم : آقايم به من رسيده آنچه بينى ، فرمود : عناب بستان و بكوب و به چشم بكش ، گرفتم و با هسته آن كوبيدمش و به چشم كشيدم و تيرگى چشمم واشد ، و ديدم درست است .
3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : فضل عنّاب بر ميوهها چون فضل ما است بر مردم .
بيان : در عجائب المخلوقات گفته : عناب درخت معروفى است ، برگش براى درد چشم گرم خوبست و ميوهاش خون را ميكشد چنانچه پندارند ، تا گفتهاند بسيدن آن هم همين عمل را دارد ، و چون خواهند آن را از شهرى بشهرى برند باركش آن را عوض كنند تا خون يك دابّه را نكشد .
جالينوس گفته : خون را نكشد بلكه غليظ كند - پايان - ابن بيطار از قول مسيح گفته : گرم و تر است در نيم درجه 1 و گرميش بيش از ترى است ، و چون نوش شود يا خورده شود خلط خوبى پديد كند ، و تندى و سوزش خون را آرام كند و براى سرفه و برآمدگى گلو و درد قلوه و مثانه و درد سينه و سوزشش خوبست ، و برگزيدهاش دانه درشت است و خوردنش پيش از غذا بهتر است .