باب هشتاد و چهارم : سعد و اشنان
1 - در مكارم - 218 - از ابراهيم بن بسطام كه دزدها مرا گرفتند و در دهانم فالوده تند نهادند تا پخته شد و آنگاه آن را با برف پر كردند و همه دندانهايم سست و كنده شدند و امام رضا عليه السّلام را در خواب ديدم و به او شكوه كردم ، فرمود : سعد به كار بر كه دندانهايت محكم شوند ، و چون او را بخراسان آوردند به من رسيد كه به شهر ما گذر كند ، منش پيشواز كردم و به او سلام دادم و حالم را به او گفتم و خوابم را ، فرمود : در بيدارى هم همان را به تو فرمايم ، و منش به كار بستم و همه دندانهايم بازگشتند چنانچه بودند .
2 - و از همان ، از امام باقر عليه السّلام كه چون با اشنان دست و رو ميشست آن را بدهن ميبرد و مزه ميكرد و ميجويد و بدور مىانداخت و فرمود : اشنان بد است ، دهن را گند آورد ، رنگ را زرد كند ، زانوها را سست كند و من آن را دوست دارم .
بيان : شايد دوست داشته براى همان جويدن و شستن دهن و مفاسد آن در خوردن باشد .
فيروزآبادى گفته : اشنان - بضم و كسر معروف است ، براى جرب و خارش خوبست ، جلاده و پاك كن و حيض آور است و سبب سقط جنين .
من گويم : ابن بيطار برايش فوائد بسيار آورده و سخن در باره سعد و فوائدش گذشت .
3 - در خصال 31 - بسندى از حكم بن مسكين كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود : خوردن اشنان زانوان را سست كند و منى را فاسد سازد .
4 - در محاسن - 563 - از ابى الحسن عليه السّلام كه : خوردن اشنان گند دهن آرد .
در كافى ( ج 6 ص 378 ) مانندش را آورده .
5 - و از همان - . . - بسندش از سعد بن سعد كه بابى الحسن عليه السّلام گفتم : ما اشنان ميخوريم ، فرمود : چون ابى الحسن عليه السّلام وضوء ميگرفت دو لب را مىبست و در آن