تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
2 - در طبّ : - 170 - بسندى از امام ششم عليه السّلام كه بمؤدب فرزندانش فرمود : چون يكى از آنها زكام شوند به من خبر ده ، و او بوى گزارش ميداد و او چيزى نميگفت ، مؤدب ميگفت : به من فرمودى تو را خبر دهم و من خبر دادم چيزى پاسخ ندادى ، فرمود : كسى نيست جز آنكه در او رگى از خوره است و چون بجنبد خدا آن را بوسيله زكام دفع كند . 3 - در مكارم - 435 - از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت است كه زكام سپاهى است از سپاههاى خدا عزّ و جلّ آن را در برابر دردى فرستد و به خوبى آن را فرود آورد و دفع كند . 4 - و از امام ششم عليه السّلام در باره زكام روايت است كه پنبه‌اى بروغن بنفشه آلوده كن و هنگام خواب در نشيمن خود بردار كه براى زكام سودمند است ان شاء اللَّه تعالى . 5 - در كافى ( 362 - روضه ) : بسندش از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه زكام سپاهى است از خدا عزّ و جلّ كه براى درد فرستد تا آن را از ميان ببرد . 6 - و از همان : تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه هيچ آدميزاده نيست جز دو نوع رگ دارد يكى در سر كه خوره را بجنباند و يكى در تن كه پيسى آورد ، و چون رگ سر جنبد خدا زكام را بدان مسلّط كند تا هر دردى در آنست بيرون روانه كند ، و چون رگى كه در تن است بجنبد خدا دمل را بر آن مسلّط كند تا درد آن را روان كند بيرون ، و چون يكى از شماها در خود زكام يا دمل بيند خدا عزّ و جلّ را بعافيت سپاس كند فرمود : زكام فضولى است در سر . 8 - دعوات راوندى : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هيچ آدمى نيست جز اينكه در سرش رگى است از خوره و خدا زكام را فرستد تا آن را آب كند ، هر كدام زكام شديد بگذاريدش و درمانش نكنيد تا خدا خود درمانش كند . 8 - در كافى - 382 - روضه - بسندش از امام ششم عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله زكام را درمان نميكرد و ميفرمود : كسى نيست جز اينكه رگى از خوره دارد ،