دلگشا « 1 » اين بيچاره را « 2 » مشرّف « 3 » گردانيد . وچون در همه فضائل بر « 4 » همگنان متقدم است ، - « والفضل للمتقدم » گفتهاند « 5 » - ، درين معنى هم تقدم فرمود « 6 » ، واين مريد محروم را رهين منت وشاكر نعمت « 7 » گردانيد ، وجان تشنهء شوق أو را بزلال ينبوع كمال آبى بر لب زد . خداى « 8 » تعالى آن ظل ظليل را « 9 » بر بندگان خويش گسترده داراد . وآن پرتو نور تجلى « 10 » در ميان أهل كمال تابنده وپاينده « 11 » بحق حقه .
از آن جناب بزرگوار دو كتاب نفيس رسانيدند « 12 » كه هر يك « 13 » در باب خويش بىنظير بود .
يكى كتاب « حاصل نتائج أفكار » كه متضمن سؤالي چند بود « 14 » از معظمات اسوله ، وأشارت باين « 15 » مريد مستفيد رفته كه از بضاعت مزجاة
هامش
( 1 ) دلگشاى ته ن .
( 2 ) بيچارهء مشتاق را ن .
( 3 ) مشتاق ته .
( 4 ) از ن .
( 5 ) گفتهاند : - ته .
( 6 ) نمود ته .
( 7 ) منت . . . نعمت : ؟ ته .
( 8 ) خداى تبارك وته .
( 9 ) را : - ته .
( 10 ) مجلى را ص .
( 11 ) وپاينده باد كم .
( 12 ) رساله نشتند [ كذا ] ن .
( 13 ) يكى ن .
( 14 ) - ته : بود همه ن .
( 15 ) بدين ته : برين ن .