دو كف رويد نكوهش كردند ، و ندانستند كه آن از اثر رطوبتى است كه بدين جاها ريزد و در آنها مو رويد چنانچه در گودالهاى آب گياه رويد .
آيا نبينى اين جاها نهانتر و آمادهترند براى پذيرش اين فضولات از ديگر جاها ، بعلاوه روئيدن مو در اين جاها آدمى را آماده مىكند براى نظافت كه آن هم مصلحتى دارد ، زيرا پرداختن بتنظيف و گرفتن مو شور جوانى او را ميشكند و او را از تجاوز و خوشگذرانى و بيكارى بازمىدارد .
بينديش در آب دهن و سودى كه دارد زيرا پيوسته روانست تا گلو و آروارهها را تر كند و خشك نباشند ، زيرا اگر اين جاها خشك باشند آدمى هلاك شود و نتواند خوراك را ببلعد در صورتى كه ترى در دهن نباشد ، و آزمايش گواه آنست .
و بدان كه رطوبت مركب غذاء است ، و از اين رطوبت به زهره هم ميرسد كه صلاح كامل دارد براى آدمى ، و اگر مراره خشك شود آدمى هلاك گردد و جمعى از متكلمان و فلسفه مآبان از بىفهمى گفتند اگر شكم آدمى چون قبا بود و پزشك هر گاه ميخواست آن را ميگشود و معاينه ميكرد و دست در آن ميبرد و هر چه نياز بعلاج داشت معالجه ميكرد آيا بهتر نبود از اين كه بسته و ناپيدا و دور از دست باشد ، و آنچه در آنست جز به نشانههاى بغرنج فهميده نشود مانند نگاه كردن در بول و گرفتن نبض و امثال آنها كه پر در آنها غلط و اشتباه است و بسا باعث مرگ است ؟
و اگر اين نادانان ميدانستند اگر چنين بود نخست اثر بدش اين بود كه ترس از بيمارى و مرگ از آدمى ميرفت و خود را هميشه تندرست ميدانست و بسلامت مغرور ميشد و بسركشى و گناه ميپرداخت ، بعلاوه رطوبات از شكم ترشح ميكرد و فرومىريخت و نشستنگاه و بستر خواب و جامه و زيور او را تباه ميكرد و بلكه زندگى او را تباه ميكرد .
و آنگه معده و كبد و دل كار خود را بر اثر حرارت غريزيه انجام دهند كه خدا در آنها نهاده و درون شكم آن را نگهدارى كرده و اگر در شكم سوراخى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 315
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٥