تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
به « و » بايد اولى بنقطه « ط » برگردد ، تا زاويه شعاعيه يعنى زاويه ( ه و ا ) بمانند زاويه برگشت يعنى زاويه « ط و ب » باشد و ديگرى منعكس شود به نقطه « ح » و زاويه شعاعيه ( ه د ا ) برابر باشد با زاويه انعكاسى ( ح د ب ) . و سپس نفس ، انعكاس شعاع را دريافت نكند چون عادت دارد كه ديدنىها را به خط مستقيم بيند و شعاع منعكس را در درون آب پندارد با اين كه درون آب چيزى نيست و بسا كه عمق آب به اندازه درازى درخت نباشد و پندارد كه سر درخت بيشتر در آب فرو است چون شعاع برگشت آن درازتر است و به همين نسبت در اجزاء ديگر بطور منظم و از اين رو درخت را در آب وارونه بيند . 3 - از حواس ظاهره بوئيدنست و آن نيروئيست پراكنده در دو برآمدگى پيشين مغز بمانند دو سر پستان كه بوسيله هواى بو گرفته بو را دريابد يا آنكه ذراتى از چيز بودار بهواء آميزد و از سوراخ بينى بدان رسد و گفته‌اند چيز بودار بىپاشيدن در هواء و بخار شدن و ذره دادن در شامه عمل كند ، و قول دوم مردود است باينكه اندكى مشك مدتى دراز در هرجا بو دهد و از وزن و حجمش كاسته نشود پس ذراتى از آن برنيايد . و قول سوم مردود است باينكه بسا مشك را مسافتى دور برند و بسوزانند و از ميان رود و بوى آن مدتى طولانى در هوا دريافت شود ، و مؤيد آنست آنچه ارسطو حكايت كرده كه لاشخور از مسافت 200 فرسخ ببوى كشته‌هاى بو گرفته جنگى كه ميان يونانيان شد پيش‌آمد و دليلش اين بود كه در كمتر از اين مسافت لاشخور در آن سرزمين نبود . و بسا گفته‌اند شايد آنچه بتحليل رود اجزاء بسيار ريزى باشند كه بهواء آميزند ، و استعباد در مباحث عقلى دليل نميشود ، و شيخ بدان چه از ارسطو نقل شده اعتراض كرده كه ممكن است لاشخور با اوج گرفتن در هواء مرده‌ها را ديده و آمده نه بوى آنها را شنيده باشد . 4 - چشنده - و آن نيروئى است پهن در پى گسترده بر جرم زبان و دنباله