2 - دابه از دبيب باز گرفته شده كه جنبش جسمانى است و شامل هر جانور جنبنده است و فرشتهها را جدا كرد از دابه تا بدانيم كه آنها جنبنده نيستند بلكه ارواح مجردند و ممكن است بر آن اعتراض شود كه پرنده با بال جز دابه است بدليل قول خدا تعالى « و نيست هيچ جنبنده در زمين و نه پرنده به دو بالش « 31 الانعام - پايان - « 1 » من گويم : تخصيص بعد از عموم نيز شايع است چون عطف جبرئيل بر ملائكه چنانچه بيضاوى گفته ، و اينكه گفته استعمال لفظ مشترك در دو معنا جائز نيست اگر پذيرفته شود براى حمل سجده بر عموم بدان نيازى نيست بلكه اگر سجده بمعنى انقياد و تواضع باشد شامل انقياد تكوينى و انقياد تكليفى بمعنى سجده نماز هر دو مىشود چنانچه بيضاوى گفته ، و برخى گفتند آيه دلالت دارد كه سراسر جهان در مقام شهود و عبادتند جز آفريدههاى انديشمند كه همان نفوس ناطقه انسان و جانورانند كه از نظر شخصيت مكلف به عبادتند و بايد باراده خود آن را انجام دهند نه از نظر هيكل خود كه آن هم بطبع مانند سائر اجزاء جهان در تسبيح و سجده او است و همه اندام تن تسبيح گويند براى او ، ندانى كه روز قيامت همه اعضاء آنها از پوست و دست و پا و زبان و گوش و ديده و همه قوى گواه بر شخص شوند
فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ
پايان .
من گويم : ارواح و نفوس نيز دو جهت دارند و از جهتى مسخر و منقاد خدايند در هر چه از آنها خواهد و از جهت ديگر نافرمان و مخالف پروردگار توانند بود بلكه از اين جهت منقاد اويند كه بدانها قدرت و خواست داده و دلالت دارند بر وجود صانع خود كه آنها را قادر و مختار آفريده و از اين رو هم تسبيح گوى پروردگار خويشند و به زبان حال امكان و حدوث خود گويند ما را پروردگاريست كه بحكمت و عنايت ازليش با اراده و مختار آفريده چنانچه يك عارف بپارسى گفته « عين انكار منكر
هامش
( 1 ) ممكن است رد اين اعتراض باينكه چون در اين آيه قيد في الارض براى دابه آمده از پرنده جدا شده ولى دواب بطور مطلق پرنده را هم شامل است ( شرح مترجم )