ميگويم : ظاهر خبر يكم اينست كه حرمت طين مخصوص به گل تر است نه كلوخ خشك چنانچه صدوق از ظاهرش فهميده و كسى صريحا چنين نگفته ، و بسا مقصود اينست كه حرمت تنها در گل تر و كلوخ است نه آنچه در شيره مستهلك شود يا بر ميوه و خوراكيهاى ديگر نشيند ، و حصر اضافى است نسبت بدان چه گفتيم يا مقصود از مدر شامل خاك هم هست ، يا مقصود الزام مخالفين است كه منكر استشفاء بتربت حسين عليه السّلام هستند كه دليل شما اخبار حرمت گل است و ظاهر آنها همان گل تر است و اطلاقش بر جز آن مجاز است و دليل بر حرمت خاك و كلوخ نباشند .
و يهر تقدير مقصود از كراهت حرمت است ، و محدث استرآبادى گفته همانا مكروه همان گل است كه تر و خشكش ميان مردم متعارفست نه گل قبر حسين عليه السّلام ( پايان ) .
و من گويم : با قطع نظر از شهرت بلكه اجماع بر عموم حرمت تخصيص آن بخصوص گل تر بعيد نيست و بيشتر اخبار هم لفظ طين دارند و ظاهر اين خبر هم اختصاص است ، راغب در مفردات گفته طين مخلوط از خاك و آبست و بسا آبش هم كه برود آن را طين نامند ( پايان ) ولى جدا كردن طين قبر حسين عليه السّلام دلالت بر عموم دارد ، زيرا معلوم است كه استشفاء مخصوصتر آن نيست بلكه غالب با خشك آنست ، و بهر حال بايد همان قول مشهور را عمل نمود .
محقق اردبيلى - قدّس سره - گفته : در ظاهر خلافى در حرمت طين نيست و ظاهر لفظ آن در عرف و لغت خاك آميخته بآبست ، و صحيحه معمر بن خلاد هم مؤيد آنست - و خبر را ذكر كرده - و پس از آن گفته ؛ و اين روايت دلالت دارد كه پس از خشكيدن هم حرامست و بقاء رطوبت شرط نيست ولى بايد مخلوط شده باشد و جز آن حرام نيست به حكم اصل و عمومات حليت و محصور بودن محرمات ، و مشهور ميان فقهاء حرمت خاك و همه اجزاء زمين است تا برسد بريگ و سنك .
در مسالك گفته : حكم شامل خاك و كلوخ هم هست چون براى تن زيان دارند و زيان بطور مطلق روشن نيست ، و شايد دليل قول مشهور اينست كه چون طين حرام
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٤