3 - در خصال ( 123 ) بسندش از حسين بن زيد كه به من خبر رسيده خدا عزّ و جلّ كوه را از چهار چيز آفريده ، از درياى اعظم گرد دنيا ، و از آتش و از اشك چشم فرشتهاى بنام ابراهيم و از چاهى خوب ، حديث طولانى است و به اندازه نياز از آن باز گرفتيم .
بيان : در بيشتر نسخهها بجاى جبل خيل بمعنى اسب آمده است و بهر تقدير مجاز و استعارهاى در آن به كار رفته و به امام پيوسته نيست و گويا در لفظ بئر بمعنى چاه تحريفى باشد و واژه ديگر باشد .
4 - در تفسير على بن ابراهيم ( 643 ) «
ق - وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ
» ق كوهى است گرد دنيا آنور يأجوج و مأجوج و سوگند است .
5 - و از همان ( 595 ) : بسندى از يحيى بن ميسره خثعمى كه شنيدم ابى جعفر عليه السّلام ميفرمود : «
عسق
» شماره سالهاى امام قائم است و « ق » كوهى است گرد دنيا از زمرد سبز و سبزى آسمان از آنست و همه علم على عليه السّلام در «
عسق
» .
6 - در عيون ( ج 1 ص 241 ) و علل ( ج 2 ص 380 ) در خبر شامى كه از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد خدا كوهها را از چه آفريد : فرمود : از امواج .
7 - در بصائر : بسندش از ابى جعفر عليه السّلام كه على عليه السّلام دارا شد هر چه در زمين است ، و زير آن دو ابر بر او نمايان شدند ، سركش و رام و سركش را برگزيد .
در سركش دارائى آنچه است كه زير زمين است و در رام دارائى آنچه بالاى زمين است ، و بر سركش گردش كرد در هفت زمين و سه را ويران يافت و چهار را آبادان .
8 - و در همان : بسندش از سوره از ابى جعفر عليه السّلام فرمود : ذو القرنين مخير شد ميان دو ابر ورام را برگزيد و سركش را وانهاد براى مولاى شما گويد : گفتم سركش كدام است ؟ فرمود : هر ابرى كه رعد و صاعقه و يا برق دارد كه مولاى شما بر آن سوار شود ، هلاكه او برابر نشيند و باسباب هفت آسمان و هفت زمين برآيد ، پنج آبادانند و دو تا ويران .