را بنوشند و آب درياى خزر را .
وهب و مقاتل گفتهاند : از فرزندان يافث بن نوح پدر تركهايند ، سدى گفته تركها دستهاى غارتگر بودند از يأجوج و مأجوج و چون سد را ذو القرنين بست بيرون آن ماندند قتاده گفته : ذو القرنين سد را به روى 21 عشيره بست و يكى بيرون سد ماند و آنان تركند ، كعب گفته : نژادى شاذّند از آدميزادهها چون آدم روز محتلم شد و نطفهاش با خاك آميخت و خدا از آن آب و خاك يأجوج و مأجوج را آفريد از پدر بما پيوستهاند نه از مادر ، اين دور از باور است .
. . . - او رحمه اللَّه در تفسير ( ق ) گفته ( ج 9 ص 141 ) نام كوهى است گرد زمين از زمرد سبز و سبزى آسمان از آنست ، از ضحاك و عكرمه ، و در تفسير « و الطور » ( ج 9 ص 163 ) گفته : خدا بكوهى سوگند خورده كه با موسى در زمين مقدس بر آن سخن گفته است ، گفتهاند : مقصود هر كوهى است چون خدا انواع نعمت به دو سپرده . . .
[ روايات ]
- 1 - در خصال ( ج 2 ص 10 ) بسندش از امام صادق عليه السّلام كه : دنيا هفت اقليم است يأجوج و مأجوج ، روم ، چين ، زنج ، قوم موسى و اقاليم بابل بيان : شايد مقصود بيان اقاليم جهانست از نظر ساكنان آنها و بيان اختلاف صورت و رنگ و طبع آنها و اگر منظور حصر بشر در آنها باشد اقليم بابل شامل عرب و عجم است و اقليم چين شامل همه تركها و اقليم زنج شامل هنود و بسا مقصود بيان اصناف عجيب آدمى است و اين روشنتر است ، و مقصود از قوم موسى اهل جابلقا و جابرسا است چنانچه گذشت .
2 - در خصال ( ج 2 ص 3 ) : بسندش از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه : از كوههائى كه در روز موسى ( هنگام خواست ديد خدا ) از جا پريدند هفت كوهند كه بحجاز و يمن پيوستند ، در مدينه احد است و ورقان ( بواو كسرهدار ) و در مكه : ثور ، و ثبير ، و حرى و در يمن ، صبر ( چون كتف ) و حضور ( چون صبور ) .