در جاى حجامت جمع مىشود ، و چون ظهر شود پراكنده ميگردد ، بهره از حجامت را پيش از ظهر برگير .
خلاصهايست [ در مورد ايام هفته ]
جمعه بضم جيم و سكون يا ضم ميم يك روز هفته است كه در قديم عروبهاش ميگفتند بفتح عين و ضمّ راء بىنقطه جوهرى در ( ج 1 ص 180 ) صحاح چنين گفته ، و در مصباح المنير است كه آن را جمعه ناميدند براى اينكه مردم در آن اجتماع كنند و با سكون ميم نام هفته است كه آغازش شنبه است ، و از ابن اعرابى نقل است كه آغاز جمعه شنبه است و آغاز ايام هفته يك شنبه .
در مجمع البيان گفته جمعه ناميده شد براى اينكه آخر روز آفرينش است و همه آفريده در آن فراهم شدند ، گفتهاند نخست كسى كه جمعهاش ناميد ، كعب بن لؤىّ بود كه براى بار يكم « اما بعد گفته » و گفتهاند : انصار اين نام را بر آن نهادهاند ( پايان ) و آن اسعد و اشرف ايام است چنانچه گذشت ، و چون روز عبادت و تقرب است نشايد در آن به سفر و كار دنيا پرداخت كه منافى آنست ، شبش مانند روزش مبارك و درخشان و نورانى است ، تزويج و عروسى و سر تراشيدن و ناخن و شارب چيدن ، حمام رفتن و سر را با سدر و خطمى شستن و كارهاى ديگر كه بيايند در آن مستحب است ، ولى در باره نوره كشيدن ظاهر منع است ولى حمل بر تقيه شود .
و در بارهء حجامت هم اخبار مختلفند و بهتر ترك آنست مگر ناچار باشد ، در باره فصد نهى نديدم ، منجّمين گويند : متعلق بزهره است و شبش به ماه وابسته است و اما روز سبت ( شنبه ) جوهرى در ( ج 1 ص 150 ) صحاح گفته : سبت بمعنى راحت و روزگار و سر تراشيدن و گردن زدن آمده و به همين معنى نام روز هفته است كه خدا در آن از آفرينش جهان بريد ، و گفتهاند براى آنست كه يهود در آن از كار ببرند ، يا راحت باش كنند .
سيّد اجل مرتضى در غرر و درر خود پاسخ پرسش از قول خدا تعالى
وَ جَعَلْنا