و مركب ميشناسد و لياقت هر يك از عوالم زمينى را هم ميداند و معدّات و عوائق را هم تشخيص ميدهد بحسب طاقت بشريه ، و سحر اينست كه انسان ميتواند خارق عادت را جذب كند ، و مانع آن را از ميان ببرد ، بوسيله نزديك كردن أثر پذير باثر بخش ، و اينست معنى گفته بطلميوس « دانش نجوم از تو است و از آنها » اين اشاره است بخلاصه گفتار فلاسفه صابئه در حقيقت سحر و جادو .
دسته سوم : براى افلاك و كواكب خالق مختارى معتقدند ، ولى گفتند خدا بدانها جان داده و نيرو و كار و تدبير اين جهان را بدانها وانهاده گفتهاند دليل بر زنده بودن اجرام فلكيه دو است .
1 - جا نداشتن اشرف است از بيجانى و چگونه در حكمت خدا ميگنجد كه بجسم پستى چون كرم و سوسك جان دهد و اين اجرام شريفه روحانيه بيجان باشند .
2 - افلاك حركت دارند و بدور خود ميچرخند و اين حركت يا طبعى است يا به زور يا باراده ، نميشود طبعى باشد چون حركت طبعى ميل بيك جهت است و بايد برود و برنگردد يا به عكس و نميشود برود و بيايد ، و هر نقطه فلك كه فرض شود حركتش از او حركت بسوى او است و محال است اين گونه حركت طبعى باشد و چون طبعى باطل شد قسرى و به زور هم نميشود چون حركت قسرى يعنى بر خلاف طبيعت و در اين صورت بايد ارادى باشد و ثابت شود كه افلاك و اختران همه اجرام زنده و با شعورند ، بعد ذلك گوئيم بشر نتواند بر همه طبائع علويه و سفليه احاطه كند به چهار دليل :
1 - اثبات كواكب راهى ندارد جز ديدن ، و ترديد نيست كه او چيز كوچك را از دور نتواند درك كرد ، خردترين ستاره كه در فلك هشتم است و تيزى چشم را را با آن امتحان كنند ، ده و چند برابر زمين است ، و ستاره عطارد هزار بار كوچكتر از زمين است ، و اگر در فلك أعظم ستارهها باشد به اندازه كوچكترين ستاره فلك ثوابت ديدن آنها ميسّر نيست تا چه رسد كه اندازه عطارد باشند .
بنا بر اين ممكن است در آسمان ستارههاى فعالى باشند كه ما از خود آنها
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٦