تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
خروسها در خانه‌هاى شما و فرياد كشد ، گواهم كه نيست شايسته پرستش جز خدا يكى است ، شريك ندارد ، و گواهم كه محمّد سيّد پيغمبرانست و وصى او سيّد اوصياء و اينكه خدا سبّوح است و قدّوس پروردگار فرشته‌ها و روح . فرمود پس خروسهاى خانه‌هاى شما پر زنند بر هم و او را پاسخ گويند در گفتارش و اينست مقصود از قول خدا « و پرنده‌ها در صف‌اند و هر كدام نماز و تسبيح خود را دانند » . در احتجاج ( 121 ) مانندش را از اصبغ آورده . 25 - در توحيد : بسندش از امير المؤمنين عليه السّلام كه : هيچ كس نيست جز كه با او فرشته‌هاى پاسبانند و او را نگهدارند از اينكه در چاه افتد ، يا ديوار بر او ويران شود ، يا بدى به او رسد ، و چون مرگش رسد او را در بر آفت رها كنند ( الخبر ) . 26 - در بصائر : بسندى كه تا امام ششم رسيده فرمود : كروبيين گروهى از شيعه ما هستند از آفريده‌هاى نخست خدا آنها را پس عرش نهاده ، اگر نور يكى از آنها را بر اهل زمين پخش كنند آنها را بس است فرمود : چون موسى از پروردگارش آنچه را نبايد خواست بيكى از كروبيان فرمود تا بر كوه تجلّى كرد و آن را نرم ساخت و گرد نمود . در سرائر : از سيارى مانندش را آورده . 27 - در اكمال الدين : بسندش تا ابن عباس كه : شنيدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود : خدا تبارك و تعالى را فرشته‌ايست بنام « دردائيل » 16000 بال دارد كه ميان هر دو بالش هوائى است چون ميان آسمان و زمين ، با خود ميگفت : آيا بالاى پروردگار ما چيزيست ؟ خدا تبارك و تعالى گفته او را دانست و برابر بالهايش بدانها فزود 32000 شدند و به او وحى كرد بپرد و 500 سال پريد و سرش بيكى از پايه‌هاى عرش نرسيد ، و چون خدا عزّ و جلّ دانست خسته شده به دو وحى كرد : بجايت برگرد من بزرگم ؛ بالايم چيزى نيست مكان ندارم ، پس خدا بالهايش را گرفت و از مقامى كه