تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
صف شوند ، و چون خدا اجازه سخن به آنها دهد ، گويند
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ
، « و بگويد درست » يعنى لا إله إلّا اللَّه بگويد ، على بن ابراهيم بسندش از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه روح فرشته‌ايست بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل ( تفسير قمى ، 710 ) . 5 - روح آدمىزاده‌هايند ، صف كشند يعنى آنها را در صف كنند ، از حسن . و گفته در ( ج 10 ص 438 ) در
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً
چند معنا گفته‌اند . 1 - فرشته‌هايند كه جان كفار را به سختى از بدن آنها بيرون كشند ، چنانچه كماندار زه را تا پايان بكشد از على عليه السّلام و جز او ، مسروق گفته : فرشته‌هايند كه جانهاى آدميزاده را برآرند ، از مجاهد است كه مرگ است و جان ستاند و اين از امام صادق عليه السّلام هم روايت شده . 2 - اخترانند كه از افقى بافقى كشيده شوند ، برآيند و فرو شوند ، أبو عبيده گفته از مطالع خود نزع شوند و در مغارب غرق شوند . 3 - كشنده‌هاى زه كمان ، و كشنده‌هاى مهار برگردن چهارپايان ، و سوگند بمجاهد است كه اين كار كند .
وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً
در آن چند قول است . 1 - آنچه گفتيم : كه گذارنده مهار است بر گردن چهارپا . 2 - فرشته‌ها كه جان كفار را ميان پوست و ناخن بكشند تا از درون آنها با رنج و اندوه برآرند ، از على عليه السّلام . 3 - فرشته‌هايند كه جان مؤمنان را بگيرند مانند زانوبند كه از زانوى شتر بركشند . 4 - نفوس مؤمنانند كه هنگام مرگ از ديدار مقام بهشتى خود بنشاط آيند ، از ابن عباس . 5 - اخترانند كه از افقى بافقى كشيده شوند و بروند . در «
السَّابِحاتِ سَبْحاً
» نيز چند قول است . 1 - فرشته‌هايند كه جان مؤمنان را بگيرند و آنها را به نرمى از تن برآرند