تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و دهقانها در زمان هشام بن عبد الملك نزد خالد قسرى آمدند و اين موضوع را برايش بيان كردند و درخواست نمودند كه يك ماه نوروز را پس اندازد و او اباء كرد و بهشام نوشت ، و گفت ميترسم اين كار از قول خدا شود كه فرموده است : « همانا تأخير فزونى در كفر است ، 38 - التوبه » و در دوران رشيد بخالد بن يحيى بن برمك مراجعه كردند و خواهش كردند نوروز را دو ماه پس اندازد ، و بر آن تصميم گرفت و دشمنانش او را بطرفدارى از گبرى متهم كردند ، و از آن منصرف شد و به همان وضع باقى ماند . متوكل ابراهيم بن عباس صولى را خواست و فرمود كه با مؤبد در باره نوروز هم نظرى كند ، و روزها را حساب كند و يك قانون ثابتى تنظيم نمايد ، و تأخير نوروز را به همه شهرستانها ابلاغ كند ، و موافقت شد كه نوروز به 17 حزيران پس افتد و سال 243 هجرى در محرّم نامه‌ها بهمهء شهرستانها فرستاده باشد ، و بخترى در باره آن قصيده‌اى در مدح متوكّل سرود ، و متوكّل كشته شد و اين كار بسامان نرسيد ، تا معتضد بخلافت برخاست و شهرستانها را از شورشيان باز گرفت ، و بامور رعيت پرداخت ، و مسأله كبيسه را مهمترين كار خود ساخت و باتمام رساند و نوروز را پس انداخت ، جز اينكه نظرى جز نظر متوكل داد . چون متوكل فاصله را تا آغاز تاريخ يزدجرد در نظر گرفت و معتضد تا زوال ملك فرس و هلاك يزدجرد ، به گمان اينكه اهمال كبيسه از اين زمان بوده ، و آن 243 سال بود و 4 / 1 روز در آنها برابر 60 روز كسرى شد ، و آن را بسال افزود و نوروز را دو ماه پس انداخت و برابر يكم خرداد ماه آن سال شد و 11 حزيران ، و بناى نوروز را بر كبيسه روم نهاد تا با آنها در كبيسه ماهها برابر باشد ، و متصدى انجام اين كار وزيرش أبو القاسم نواده سليمان بن وهب بود ، و على بن يحيى در اين باره سرود .
روز نوروزت يكى باشد نيفتد پيش و پس * در حزيران تا هميشه يازدهم در دسترس