دليل آورده كه مقصود همان اعتدال ربيعى است ، دليل صريح بر بطلان قول خود آورده ( پايان ) .
ميگويم : گفته أبو ريحان در كتاب ( الآثار الباقيه ) گفتهء گذشته ما را تأييد مىكند ، آنجا كه در شمار تواريخ مشهوره گفته : سپس تاريخ يزدجرد شاه پسر شهريار بن خسرو پرويز كه بر پايه سالهاى فارسى بىكبيسه است ، و براى آسانى در زيجها به كار رفته ، و شهرت تاريخ او ميان شاهان ديگر پارس براى اينست كه پس از شوريدگى كشور و تسلّط زنها و افراد نالايق بر آن قيام كرد و با اين حال آخرين شاه آنها بود ، و بيشتر نبردهاى با عمر بن خطاب بدست او انجام شد ، تا دولت او نابود شد و خودش در مرو شاهجان كشته شد .
گفته پس از آن تاريخ احمد بن طلحه معتضد باللَّه است بر پايه سال روم و ماه فرس بمأخذ ديگرى كه كبيسه در هر 4 سال 1 روز باشد ، و سببش چنانچه أبو بكر صولى و حمزه اصفهانى گفتند اين بود كه متوكّل براى شكار گردش ميكرد و ديد زراعت هنوز نرسيده و درو نشده ، گفت : عبيد اللَّه بن يحيى اجازه دريافت خراج از من خواسته و مىبينم زراعت هنوز سبز است ، مردم از كجا خراج بپردازند ، به او گفتند اين كار بمردم زيان رساند ، زيرا بايد وام بگيرند و پيش فروش كنند ، و از وطن آواره شوند ، و بسيار شكايت دارند .
گفت : اين در دوران من رخ داده يا هميشه چنين بوده ؟ گفتند بر پايه اينست كه پادشاهان فرس در هنگام نوروز خراج ميگرفتند و شاهان عرب از آنها پيروى كردند ، مؤبد را خواست و گفت در اين باره بسيار بحث شده و من از شيوه فرس تجاوز نكنم ، آنها چگونه از رعيت خراج ميگرفتند با آنكه رعيت پرور بودند ؟
و چگونه در اين وقت كه محصول بدست نيامده و نرسيده اجازه مطالبه ميدادند ، مؤبد گفت : گرچه در نوروز شروع ميكردند ، ولى جمعآورى هنگام رسيدن زراعت بوده ، گفت : چطور ؟ و او اندازه سال و وضع كبيسه را برايش شرح داد و گفت : آنها كبيسه داشتند و چون اسلام آمد كبيسه رها شد و بمردم زيان رسيد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٣