و صوفيه آن را بتجدد نمونهها در يك شخص تاويل كردند ، و مخالف خردمندان و دينداران ديگر بدان معتقد شدند و شايد تاويل وارد در خبر از بطون آيه است ، و جمع ميان آن و آنچه پيش گذشت ممكن است باينكه مقصود از اولى جنس عالمها باشد و مقصود از اين خبر نوع عالمها ، و بهر حال اين اخبار دلالت دارند بحدوث عالم نه بقدم آن چنانچه برخى معتقدان بدان گفتهاند ، زيرا زمان هر چه هم بيش شماره شود تا متناهى نشود .
4 - در تفسير على بن ابراهيم ( 715 ) بسندش از ابن عباس در تفسير قول خدا ( رب العالمين ) گفته : راستى خدا عز و جل سيصد و ده و چند جهان پشت قاف آفريده و پشت هفت دريا كه هرگز يك چشم بهمزدن نافرمانى خدا نكردهاند : و آدم و فرزندانش را نشناختهاند ، جهان هر كدامش از سيصد و سيزده برابر آدم است و آنچه فرزند آورده ، و اينست قول او « جز اينكه بخواهد خدا پروردگار عالميان » 5 - در قصص راوندى بسندش از امام پنجم ، فرمود : پرسيده شد امير المؤمنين عليه السّلام كه آيا در زمين پيش از آدم و فرزندانش آفريدهء از آفريدههاى خدا بودهاند كه خدا را بپرستند ؟ پاسخ فرمود : آرى البته در آسمانها و زمين خلقى بودند كه خدا را تقديس ميكردند و تسبيح ميگفتند ، و بزرگ ميداشتند در شب و روز بىسستى و كاستى ، چون كه خدا عز و جل چون زمينها را آفريد پيش از آسمانها بود ، سپس فرشتههاى روحانى بالدار آفريد كه هرجا خدا ميخواست پرواز ميكردند ، و آنها را ميان طبقههاى آسمان جا داد و شبانه روز او را تقديس ميكردند ، و اسرافيل و ميكائيل و جبرئيل را از ميان آنها برگزيد .
سپس خدا عز و جل در زمين پريان روحانى بالدار آفريد كه پائينتر از فرشتهها بودند ، و آنها را نگهداشت كه در پرش و جز آن بفرشتهها نرسند و آنها را ميان طبقههاى هفت زمين جا داد و بالاى آن و خدا را شبانه روز تقديس ميكردند و سست نميشدند ، سپس آفريدههائى پائينتر از آنها آفريد با تن و جان و بىبال و پر ميخوردند و مينوشيدند « نسناس » مانند خلق آنان هستند ، آدمى نيستند ، آنها
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٥