امير المؤمنين ( ع ) رو بحسين ( فرزندش ) - اى حسين تو پاسخ اين مرد را بده .
حسين ( ع ) - ( رو بدان مرد ) اما اينكه از مردم پرسيدى مردم حقيقى ما هستيم و از اين جهت خدا تعالى ذكره در كتاب خود فرموده است ( 199 - البقره ) سپس بكوچيد از آنجا كه مردم مىكوچند ، رسول خدا است ( ص ) كه مردم را كوچانيد .
و اما گفتار تو « اشباه الناس » آنان شيعيان ما هستند و آنان دوست داران ما هستند و آنان از ما هستند و از اين رو ابراهيم ( ع ) گفته ( 36 - ابراهيم ) پس هر كه پيروى من كند راستى كه از من باشد .
و اما گفته تو « النسناس » آنان اين انبوه بزرگند و با دست خود بجمع مردم اشاره كرد و سپس فرمود : ( 44 - الفرقان ) نيستند ايشان جز بمانند چهارپايان بلكه ايشان در روش خود گمراهترند .
شرح -
از مجلسى ره - قوله
« و عن النسناس »
جزرى گويد نسناس بقولى يأجوج و مأجوجند بقول ديگر آفريدههائى به صورت مردم كه از سوئى بدانها مانند و از سوئى خلاف آنانند و آدميزاده نباشند و بقولى ديگر آدميزادهاند و از اين باره آن حديث است كه گويد تيرهاى از قوم عاد نافرمانى رسول خود كردند و خدا آنها را به صورت نسناس درآورد كه هر كدام را يك دست و يك پا بود از نيمه پيكر چون پرنده صوت زنند و چون جانور بچرند و نون آن مكسور است و گاهى مفتوح گردد .
« فرسول اللَّه افاض بالناس »
ظاهر آنست كه مراد از ناس در اين جا جز ناس در آيه است بنا بر اين تفسير و مقصود اينست كه ناس رسول خدا ( ص ) و خاندان اويند زيرا خدا در اين آيه به همه مردم خطاب كرده كه بكوچيد از آنجا كه مردم كوچند و همه در اين امر فرمان رسول را بردند و با او كوچيدند پس ناس در حقيقت همان رسول است .
و محتملست گرچه بعيد است كه مقصود از ناس در اين جا و در آيه اهل بيت باشند و رسول ( ص ) امر بافاضه با اهل بيت خود كرده باشد و ابعد از آن تفسير برخى مفسران است كه مقصود از ناس ابراهيم و ديگر پيمبران است و استدلال امام باينكه رسول خدا مردم را كوچانيد اينست كه كوچ مردم به رهبرى آنها بوده نه اينكه همزمان با كوچ آنها بوده و مقصود اينست كه ناس بانبياء و اوصياء اطلاق شده و ما هم از آنهائيم .