تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
خدا كند خشنود باشد خدا براى او خير آورد البته و اين غير از استخاره با رقاع و قرآن و تسبيح است و جز آنها و اگر چه محتملست شامل آنها باشد پايان نقل از مجلسى ره . من گويم - استخاره تنها با قرآن مجيد مشروع است و معنى آن طلب الهام از خدا است بوسيله قرآن كه در دل او اندازد تا بكارى كه خوبست اقدام كند و اگر بد است به دل او بد اندازد تا اقدام نكند و دليل معتبرى بر مشروعيت استخاره با جز قرآن در ميان نيست و مورد خبر طلب خير است از خداوند در هر كارى كه شروع مىكند و رضايت بدان چه خدا كند و اين غير از استخاره براى تصميم باقدام است اين استخاره پس از تصميم است و آن استخاره براى اخذ تصميم است و بهم ربطى ندارند اين استخاره در هر كارى است كه مىكند و آن استخاره براى اينست كه كارى را بكند يا نكند و ميان اين دو فاصله بسيار است .

پند ثمين از امير المؤمنين - ع

331 -

( 1 ) از جويرية بن مسهر گويد : دنبال سر امير المؤمنين ( ع ) دويدم ، به من فرمود : اى جويريه اين احمقان هلاك نشدند جز بوسيله آواز كفشهاى دنبال سرشان براى چه آمدى ؟ گفتم : آمدم از تو سه چيز را بپرسم از شرافت و از مروت و از خرد فرمود : اما شرافت ، هر كه را سلطان شرف بخشد شرافتمند است و اما مروت و مردانگى اصلاح معيشت و زندگانيست و اما خرد هر كه از خدا به پرهيزد خردمندى كرده .

شرح -

از مجلسى ره - قوله « الا بخفق النعال » يعنى بآواز كفشها غرض اينست كه آواز كفش در پشت سر موجب فخر و بزرگى فروختن است و مقصود اينست كه بمردم بياموزد و آن را ترك كنند و اگر چه در باره خود او اين مفسده را ندارد و پيشوايان ضلالت همانا براى طلب فخر و كبر هلاك شدند و براى كثرت پيروان و آواز كفش دنبال آنان ولى من آن را دوست ندارم و تو چرا دنبال من راه ميروى . قوله « فمن شرفه السلطان » يعنى امام بر حق يا اعم از او و سلطان جور كه مايه شرافت دنيوى است زيرا شرافت دنيا از آن كس است سلطان دنيوى به او شرافت دهد و شرافت آخرت از آن كس است كه سلطان حق او را شرافت بخشد .

چرا گرمى خورشيد بيش از ماه است

332 -

( 2 ) از محمد بن مسلم گويد به امام باقر ( ع ) گفتم قربانت چرا آفتاب گرمتر است از ماه ؟ در
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 77 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى