نرسد در زمين و نه در جان شما جز آنكه در كتاب باشد پيش از آنكه آن را اجراء كنيم راستى كه بر خدا آسانست تا آنكه افسوس نخوريد بر آنچه از دست شما رفت و شاد نشويد بدان چه به شما رسيد و خدا دوست ندارد هر بزرگى فروش و بر خود بالنده را .
و شايد مقصود از آيه و خبر نفى افسوس است كه مانع از تسليم بودن بامر خدا است و غدقن از آن شادى كه مايه بدمستى و بزرگى فروختن است بقرينه ذكر بزرگى فروختن و بر خود باليدن در آيه و ممكنست مقصود نفى اندوهى باشد كه ناشى از توهم اينست كه مقصود او بتلاش و كوشش او بدست مىآيد و براى او ممكنست جلو آن را بگيرد و مقصود نفى شاد شدن باشد باعتبار اينكه از كوشش خود بدست مىآورد و بر هر دو تقدير تعليل و تقريع مستفاد از آيه و خبر درست است .
قدرشناسى امام باقر ( ع ) از شيعه
328 -
( 1 ) از ابى الصامت از امام صادق ( ع ) فرمود من بهمراه امام باقر بر جمعى از شيعه گذر كرديم كه در ميان قبر و منبر بودند ( در مسجد مدينه ) من به امام باقر ( ع ) گفتم خدايم قربانت كند اينان شيعه و دوستان تواند ؟
فرمود : كجايند ؟ گفتم آنها را ميان قبر و منبر مينگرم : فرمود مرا نزد آنها ببر و نزد آنان رفت و بر آنها سلام كرد و سپس فرمود : به خدا كه من دوست دارم بوى شماها و نسيم كوى شماها را با اين حال شما مرا كمك كنيد بورع و كوشش راستش اينست كه بدان چه در نزد خدا است نتوان رسيد جز با ورع و كوشش و چون يك بنده خدا را پيشواى خود ساختيد از او پيروى كنيد هلا به خدا كه شما بكيش من و بكيش پدرانم ابراهيم و اسماعيل باشيد اگر چه اينان هم بر كيش آنانند بنا بر اين با ورع و كوشش مرا يارى كنيد ؟
شرح -
از مجلسى ره -
« و ان كان هؤلاء على دين اؤلئك »
شايد چون ميان همه سلسله پدران ابراهيم و اسماعيل ( ع ) را مخصوص بذكر نمود براى بيان اينكه همه پيامبران همكيش ما هستند و اين موجب حصر بود و يا مايه برترى اين دو از محمد و خاندانش با اين جمله توضيح داد كه اصل دين محمد ( ص ) است و پيغمبران ديگر بدين اويند و پيرو اويند و كلمه هؤلاء اشاره است بپيغمبران گذشته و كلمه اؤلئك بمحمد و خاندان كه پدران نزديك اويند . .