قوله
« لم يقم على شبهة هامده »
يعنى در امر دين بشبهه كاسدى نپايد بلكه دنبال حقيقت گردد تا بسر حد يقين و معرفت كامل رسد و حاصل اينست كه انسان از سلوك راه ديانت و ايمان بگردنههاى شبهه و ترديد برخورد و اگر در دره پيچ و خم آنها بماند به جائى نرسد و اگر بكمك خداوند در پرتو خرد از آنها بگذرد بجهان يقين و حقيقت رسد پايان نقل از مجلسى ره .
و چه خوش گفته است حافظ شيرازى ره :
تو كز سراى طبيعت نميروى بيرون * كجا بكوى حقيقت گذر توانى كرد
قوله
« و يطلب الحادث )
- يعنى حكم هر واقعه تازه را از ناطقى كه از امام به حق روايت كند جستجو كند .
قوله
( و باى شىء جهلتم ما انكرتم »
دو وجه دارد :
1 - مقصود نفى و انكار روش ضلالت باشد يعنى شما به راهنمائى ائمه ( ع ) روشهاى ضلالت و گمراهى را منكر شديد و راه درست و راست را فهميديد و بايد برشته هدايت آنان بچسبيد اگر خواهيد مؤمن باشيد .
2 - مقصود نادانى و بىمعرفتى باشد يعنى به خود اندر شويد و بينديشيد كه آنچه را ندانيد چرا ندانيد ؟ اين نادانى شما نتيجه كوتاهى و تنبلى شما است در دانشجوئى و رجوع برهبران حق خود و توجه كنيد كه آنچه را دانستيد چرا دانستيد ؟ آن را ندانستيد جز براى دانشى كه از ائمه ( ع ) بشما رسيده است و اگر مؤمن باشيد بوسيله آنها معرفت آموختيد .
فاضل استرآبادى گويد اين حديث شريف ناظر است بدان چه در توقيع امام مهدى ( ع ) است و آنچه در كلام پدران پاك اوست ( ع ) كه فرمود اما آنچه تازه رخ دهد در باره آن براويان احاديث ما مراجعه كنيد زيرا آنها حجت منند بشما و من حجت خدايم بر آنها و گفته ايشان كه : علماء ورثه پيغمبرانند و گفته ديگرشان كه :
ما علمائيم و شيعيان ما دانشجويانند .
پيروزى حق بر باطل
334 -
( 1 ) امام صادق ( ع ) فرمود : هيچ باطلى در برابر حق نايستد جز اينكه حق بر باطل چيره گردد و پيروز شود و اين است معنى قول خدا عز و جل ( 18 - الأنبياء ) بلكه حق را برافكنيم بر باطل تا آن را ميخكوب كند و بناگاه آن باطل از ميان رفته و نابود است .
شرح -
از مجلسى ره - قوله
« الاغلب الحق على الباطل »
يعنى حق روشنتر و آشكارتر و مستدلتر است و بدين رو حجت هر حقى بر باطل تمام است براى خلق .
قوله تعالى
فَيَدْمَغُهُ
بيضاوى گفته يعنى آن را محو كند و كلمه قذف را كه بمعنى پرتاب كردن بسيار دور است در اينجا آورده براى بيان شدت عمل و دمغ شكستن مغز است تا آنجا كه پرده آن پاره شود و بجان كندن كشد و اين مجسم كردن ابطال و محو ناحق است .