احاديثى در باره باران و دريا
326 -
( 1 ) از امام صادق ( ع ) فرمود : على ( ع ) را شيوه اين بود كه در آغاز نخستين باران ميايستاد تا سر و ريش و جامه او تر ميشد به او گفته شد يا أمير المؤمنين ، زير سقف ، زير سقف ، در پاسخ فرمود اين آب تازه از عرش آمده است .
سپس شروع بحديث گفتن كرد و فرمود : راستى در زير عرش دريائى است و در آن دريا آبيست كه مايه روئيدن جاندارانست و هر گاه خدا عز ذكره اراده كند كه آنچه را خواهد براى آنها بروياند از مهر خود بدانها ، بدان دريا وحى كند تا بارانى كه خواهد از آسمان به آسمان ديگر فرو ريزد تا به آسمان دنيا برسد .
بگمانم چنين فرمود ( اين كلام راويست ) و آسمان دنيا آن را بابر افكند و ابر چون غربالست سپس خدا بباد وحى كند كه آن را بكوب و آب كن چونان آب و سپس او را ببر بفلان جاى و فلان جاى و بر آنها ببارش تا چنين و چنان سيلى بر آيد و جز آن ، و آن ابر به همان دستورى كه دارد بر آنها ببارد و قطره بارانى نيست جز آنكه با آن فرشتهايست تا آن را بجاى خود گزارد و از آسمان قطرهاى باران نبارد مگر به شماره آمار شده و وزن مشخص جز در روز طوفان نوح كه آبى چون آبشار فرو باريد بيوزن و شماره .
شرح -
از مجلسى ره - « قول
اول ما يمطر
» يعنى آغاز هر بارانى يا آغاز هر باران نخستين هر سال و معنى آن مناسبتر است .
قوله
« ان تحت العرش بحرا »
دلالت دارد كه باران از آسمان آيد چنانچه ظاهر آيه است و اعتبارى بقول طبيعيها نيست كه از بخار متصاعد زمين است . .
قوله
« ثم يوحى الى الريح ان اطحنيه و اذيبيه »
ظاهرش اينست كه از آسمان تگرگ ريزد و چون خواهد باران شود باد آن را بكوبد و آب كند . .