تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
نگاهى به آسمان كرد و فرمود : اى ابا حمزه اين گنبد از آن پدر ما آدم است و راستى براى خدا عز و جل جز آن 39 گنبد است كه در آن‌ها آفريده‌هائى هستند و يك چشم بهم زدن نافرمانى خدا را نكردند .

شرح -

از مجلسى ره - قوله « تسعة و ثلثين قبة » محتمل است كه اين قبه‌ها به يكديگر احاطه داشته باشند و مقصود از آن‌ها آسمان‌ها باشد و آنچه بر فراز آنها است از حجب و مقصود از ساكنين آن‌ها فرشته‌ها باشند ولى ظاهر اينست كه اين قبه‌ها بهمديگر احاطه ندارند و از هم جدايند و احتمال اول در خبر دومى كه در اين باره است ضعيف‌تر است .

301 -

( 1 ) از عجلان ابى صالح گويد مردى حضور امام صادق ( ع ) آمد به آن حضرت گفت قربانت اين قبه پدر ما آدم ( ع ) است ؟ فرمود : آرى براى خدا گنبدهاى فراوانى است هلا كه در دنبال اين مغرب شماها 39 مغرب وجود دارد سرزمين‌هاى سپيدى كه در آنها خلقى است از پرتو نورش استضائه كنند و پرتويابى نمايند و يك چشم بهم زدن خدا را نافرمانى نكرده‌اند آنان ندانند كه آدم آفريده شده است و يا نه و از فلان و فلان بيزارى جويند .

شرح -

فهم اين گونه اخبار در سابق تا دوران مجلسى ره كه اطلاعات بشر از امور فضا همان محدود بفرضيه‌هاى غلط فلاسفه يونان بود كه ميگفتند موجودات ماديه منحصر به همان سيزده كره است كه چهار كره عنصريست و 9 كره فلك و 13 كره بمانند پوستهاى پياز بر گرد هم درآمده‌اند و به يكديگر چسبيده‌اند و بالاى كره سيزدهم كه آن را چرخ نهم و فلك الافلاك ميخواندند چيزى نيست و بلكه چيزى هم در انديشه نگنجد كه باشد فهم اين گونه اخبار بسيار مشكل بوده است ولى پس از اينكه فهم و اطلاع بشر از اوضاع جو فضا وسعت يافت و پرده اين خرافت چند هزار ساله را كه يك اصل علمى مهم بشمار ميرفت در شكافت و دانست كه اين فضاى وسيع مركز منظومه‌هاى شمسى بسيار است و اين منظومه شمسى كه ما در آن زنده‌ايم و نهايت اطلاعات دانشمندان گذشته بوده است يكى از هزار است ، تصديق و باور به اين گونه اخبار معجزه آثار بسى آسانست و تحديد آن بچهل قبة باضافه زمين ما شايد باعتبار اين باشد كه در جميع منظومه‌ها تنها چهل جايگاه وجود دارد كه در آنها خلقى است كه مانند بنى آدمند و تكليف و عبادت دارند .

شرح -

از مجلسى « ره » - قوله « ارضا بيضاء » تأويل شده است به بقعه‌ها و آفاق مختلفه زمين ولى نهان نيست كه اين تأويل دور است و بحديث رسا نيست با اينكه نيازى هم بدان نيست . قوله « بنوره » يعنى بنور خورشيد و ماه بلكه بنور ديگر كه خدا ميان آنها آفريده است و اطلاق مغرب در اينجا بر سبيل مجاز مشاكله است يا مقصود اينست كه آن خلائق از نور اين كواكب