تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣

يك لطيفه ادبى از امام صادق ( ع )

262 -

( 1 ) از يونس بن يعقوب گويد : كميت براى امام صادق ( ع ) اين شعر را سرود و گفت :
اخلص اللَّه لى هواى فما اغ * رق نزعا و لا تطيش سهامى خدا پاك كرد است عشق مرا * كه زه ناكشيده زنم بر هدف
پس امام صادق ( ع ) فرمود چنين مگو كه زه ناكشيده ، بگو هر آينه زه را تا پايان كشيده بنشانه زنم و تيرم بديگر سوى نرود و خطا نكند .

شرح -

از مجلسى ره - قوله « اخلص اللَّه لى هواى » خداوند دوستى مرا براى شما خالص گرداند و تأييد خدا تعالى سبب گردد كه من از هدف بخطا نروم و هر آنچه را كه در مدح شما خواهم بگويم درست باشد و اگر چه در آن مبالغه نكنم و گويند « اغرق النازع في القوس » يعنى آن را تا آخر كشيد و آن را در باره هر كس گويند كه در هر چيزى مبالغه كند و گويند « طاش السهم » يعنى تير از هدف منحرف شد . قوله « لا تقل هكذا » شايد نهى امام از اين تعبير براى اينست كه تقصير در مدحست و يا بىاعتنائى بدان و اين مناسب مقام مدح و اظهار محبت نيست و يا براى آنكه زه را خوب كشيدن دخالتى در بهدف رسيدن تير ندارد بلكه امر وارونه است و زه پر كشيده تير را از هدف مىپراند با اينكه در آنچه امام ذكر كرده است معنى لطيف و كاملى وجود دارد و آن اينست كه مداحان معمولى چون در مدح ممدوحى مبالغه كنند از حق بدر شوند و بدروغ افتند . چنانچه تيرانداز اگر در كشيدن زه كمان خود بىاندازه مبالغه كند از نشانه بخطا رود ولى من هر چه در مدح و ستايش شما مبالغه كنم از هدف حق و راستى بدر نشوم و مطابق واقع گفته باشم . و به احتمال بعيد ممكن است مقصود امام ( ع ) از اين كلام مدح و تحسين شاعر باشد و خواسته به او بفرمايد تو در مدح ما كوتاه نيامدى و نهايت تلاش و كوشش خود را به كار زدى پايان نقل از مجلسى ره . من گويم ممكنست مقصود از بيت اول دعا باشد به اين معنى كه خدا تا آنجا محبت خالص و پاكى به من عطا كند كه زه را تمام ناكشيده بهدف زنم .