260 -
( 1 ) از عمرو بن ابى المقدام از امام صادق ( ع ) مانند آن را ( 259 ) روايت كرده و بدان افزوده است كه :
هلا ، راستى براى هر چيزى جوهريست و جوهر فرزندان آدم محمد است ( ص ) و ما هستيم و شيعههاى ما پس از ما ، وه چه خوبند شيعههاى ما چه بسيار نزديكند بعرش خدا عز و جل و چه بسيار خوبست كردار خداوند با آنها در روز رستاخيز ، به خدا سوگند اگر مردم بزرگ و ناهموار نميشمردند و آنها را خود بينى فرا نمىگرفت هر آينه فرشتهها رو برو بدانها سلام ميكردند به خدا سوگند هيچ كدام از شيعههاى ما نيست كه در نماز ايستد و قرآن را بخواند جز اينكه در برابر هر حرفى از آن صد حسنه دارد و اگر نشسته در نمازش قرآن بخواند بهر حرفى 50 حسنه دارد و در جز نماز نخواند مگر اينكه بهر حرفى ده حسنه دارد .
راستى شيعه ما خاموش هم كه نشيند ثواب مخالفى را دارد كه قرآن مىخواند ، به خدا شماها روى بستر خود در خواب هستيد و مزد مجاهد داريد ، شما نماز مىخوانيد و مزد آنان را داريد كه در جهاد در راه خدا اندر صف شدهاند در برابر دشمن ، شمائيد به خدا آن كسانى كه خدا عز و جل در باره آنها فرموده است ( 47 - الحجر ) و ما از سينه آنها هر كينهاى را بركنديم برادر وار بر تختها در برابر يك ديگرند .
همانا شيعههاى ما دارندگان چهار چشمند : دو چشم در سر و دو چشم در دل ، هلا همه مردم چنين باشند جز اينكه خداوند عز و جل ديدههاى شما را بينا كرده است و ديدههاى آنان را كور كرده است .
شرح -
از مجلسى « ره » - قوله «
و جوهر ولد آدم
» يعنى چنانچه جواهر از اجزاء ديگر زمين ممتاز و جدا هستند براى زيبائى و خرمى و ارزش و كميابى همچنين باشند آنان نسبت به ديگران از آدميزادگان .