تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
( 1 ) ابراهيم ايستاد و بپادشاه فرمود تو پيش برو زيرا معبودم هم اكنون به من وحى كرد كه تو را بزرگوار شمارم و از تو مقام و هيبت نگهدارم و تو را پيش خود اندازم و دنبال تو راه روم براى احترام تو . پادشاه - راستى به تو چنين وحى كرده است ؟ ابراهيم - آرى چنين وحى كرده . پادشاه - من گواهى مىدهم كه معبود تو سازگار و بردبار و كريمست و راستى كه مرا بدين خودت تشويق كردى . فرمود : ابراهيم با او وداع كرد و رفت تا در بالاترين بخشهاى شام منزل گرفت و لوط را در پائين‌ترين بخشهاى شام منزل داد و چون دير شد و فرزندى براى ابراهيم نشد بساره گفت اگر ميل دارى هاجر را به من به فروش شايد خداوند از او به من فرزندى دهد و جانشين ما هر دو گردد و ابراهيم هاجر را از ساره خريد و به او درآمد و هاجر اسماعيل را زائيد .

شرح -

از مجلسى ره - « و كانت أم ابراهيم » در كامل گويد لوط برادرزاده ابراهيم بوده است و گرچه اين امر با آنچه در اين خبر است منافات ندارد ولى اگر چنين خويشاوندى در ميان بود سزاوارتر بود كه يادآورى شود و از اين راه دلالت دارد كه نبوده و در برخى نسخه‌ها است كه امرأة ابراهيم و امرأة لوط و آن اظهر است . قوله « و لم يكن رسولا » يعنى بمقامى نبود كه فرشته نزد او آيد و فرشته را معاينه كند يا اينكه خود صاحب شريعت تازه‌اى نبود . قوله « ابنة لاحج » ظاهر اينست كه مقصود دختر دختر لاحج باشد و نسخه‌نويسان توهم تكرار كرده‌اند و يكى را انداخته‌اند و اگر هم چنانچه در اين نسخه است ابنة لاحج باشد مقصود همان دختر دختر است و نسخه‌اى كه امرأة بجاى أم دارد نياز بتوجيه ندارد .