پاك و صحيحى آغاز شود بجا و مفيد است گرچه به خون كشيده شود و بجانبازى در راه حق بپايان رسد زيرا فداكارى يك فرد يا يك دسته بر حق در راه حق و حقيقت دو اثر خوب دارد :
1 - ماهيت تبهكار و فاسد حكومت باطل را براى عموم عيان مىكند و او را رسوا مىسازد و نيرنگهاى او را فاش مىكند خصوص حكومتى كه بنام اسلام و قرآن و حق و عدالت بر مردم حكمروائى دارد مانند حكومت بنى اميه كه شعار خود را حفظ قرآن و سنن اعلام مىكند و جمعه و جماعت اسلامى را رهبرى مىنمايد .
2 - فداكارى و جان بازى در راه حق يكى از جلوههاى حقيقت و شيوه مردان حقجو است كه خود را به حق فروختهاند و در برابر حق از جان و هستى خود گذشتهاند و اين همان حقيقتى است كه قرآن مجيد براى آن حسابى بخصوص باز كرده و ميفرمايد :
( 77 - النساء ) بايد نبرد كنند در راه خدا كسانى كه زندگانى دنيا را به بهاى آخرت دادند و هر كه در راه خدا نبرد كند و كشته شود يا پيروز گردد در آينده به او مزد بزرگى مىدهيم .
امام صادق ميفرمايد انقلاب درست و مجاز سه شرط دارد :
1 - رهبر آن دانا و واقعبين باشد .
2 - راستگو و با حقيقت باشد و از رياكارى و دروغ و ظاهرسازى بر كنار باشد .
3 - برنامه درست و مطابق با حقيقت داشته باشد و بر پايه خودخواهى و غرضورزى و سودپرستى نباشد .
امام صادق ( ع ) خروج و آغاز انقلاب زيد بن على را مشمول اين حقيقت دانسته و ميفرمايد :
« نگوئيد زيد خروج كرد و ما هم بايد خروج كنيم زيرا زيد هم دانشمند و وظيفهشناس بود و هم راستگو و با حقيقت بود و هم برنامه درستى داشت و آن تلاش براى رضاى آل محمد و نصرت حقيقت بود » اين گونه آغاز انقلاب و مبارزه با باطل مجاز و درست است و گرچه بدنبال آن پيروزى ظاهرى نباشد چنانچه زيد به ظاهر شكست خورد و انقلاب او به خون كشيده شد و سركوب گرديد زيرا در برابر حكومت نيرومند و مقتدرى قيام كرد ولى مبارزه او ارزش معنوى خود را از دست نداد زيرا شرائط درست در او مجتمع بود اما در حال حاضر يك رهبر درست براى انقلاب در ميان نيست چنانچه از همه شاگردان بسيار انبوه امام صادق يكى بمقامى رسيده بود كه بتواند در انقلاب زيد شركت كند و شرح حال او در حديث 351 گذشت .
و شركت در شورش منحصر مىشود بپيروى از كسانى كه سردسته يك جمع مخالف با حكومت وقت هستند مانند برخى بنى حسن و يا ابراهيم امام از بنى عباس و يا امثال ضحاك خارجى و شورش آنها شرائط يك انقلاب صحيح و مجاز را دارا نيست زيرا درستتر آنان از نظر شيعه همان بنى حسن هستند و آنها برنامه زيد را كه رضاى آل محمد است ندارند و بدنبال آن برنخاستهاند بلكه هدف آنها رياست و بدست آوردن حكومت و سودپرستى است و دليلش اينست كه هم اكنون كه ياورى ندارند و در نهايت ناتوانى هستند با امام بر حق مخالفت ميكنند و او را نافرمانى مىنمايند تا چه
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٢١