تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
( 1 ) پند پناه آن كسى است كه پذيردش ، هر كه نگاهش را رها كرد و بهر جا و هر چه چشم انداخت افسوس فراوان خورد . روزگاران شكر او را بر آنكه بدر خواستش رسيده لازم شمرده ، كمتر است كه زبان در انتشار زشت و زيبا عدالت را رعايت كند ، هر كه تنك خلقست خاندانش از او دلتنگ باشند ، هر كه ( به چيزى ) رسيد ، گردن كشيد كم است كه آرزو با تو راست گويد ( يعنى بجا باشد يا اينكه روا گردد ) تواضع بر هيبت تو بيفزايد ، در اخلاق خوش گنجهاى روزيست بسا كسى كه در پايان عمر ملازم گناه خود است ، هر كه جامهء شرم در بر كرد عيبش از مردم نهان است ، گفتار را به اندازه دار زيرا هر كه اندازه نگهدارد رنج و هزينه او سبك در آيد ، راه‌جوئى تو در مخالفت هواى نفس است ، هر كه روزگار را شناخت از آمادگى زوى نتافت هلا باهر نوشيدنى گلوگيرى است و در هر لقمه فرو دادنى خفه‌گى ، بنعمت نرسى جز آنكه نعمت ديگرى از دست بدهى براى هر جاندارى قوتى است و براى هر دانه‌اى خورنده‌اى و تو هم قوت مرگى . أيا مردم - بدانيد هر كس بر روى زمين راه ميرود راستش بدرون آن ميخلد و شب و روز ستيزه دارند ( بهم پيشى گيرند خ ل ) در ويران كردن بنيان عمرها . أيا مردم - ناسپاسى نعمت پستى است و صحبت نادان بدبختى ، راستى نرمش در سخن از كرامت است و اظهار زبانى و افشاء سلام از عبادت ، مبادا خدعه كنى زيرا از اخلاق مردم پست است هر جوينده يابنده نيست و هر غائبى باز آينده ، آنكه تو را نخواهد به دو دل مبند بسا دورى كه از نزديك زودرس‌تر است پيش از آنكه راه‌جوئى رفيق سفر را بجو و پيش از تهيه خانه‌اى همسايه آن را وارس ،