( يك دستور براى پزشكان )
229 - ( 1 ) از اسماعيل بن حسن متطبب گويد : گفتم به امام صادق ( ع ) كه من مردى عربم و در طب بينايم طب من طب عربى است و در برابر معالجه خود مزدى هم نگيرم ؟ در پاسخ فرمود عيب ندارد .
گفتم ما زخم و دمل را عمل ميكنيم و آن را ميشكافيم و به آتش داغ ميكنيم ؟ فرمود عيب ندارد گفتم ما اين دواهاى سمى مانند اسمحيقون و غاريقون به مريض مىدهيم ؟ فرمود عيب ندارد .
گفتم اين گونه دواها كه به مريض مىدهيم راستش گاهى مىشود كه ميميرد ؟ فرمود اگر چه بميرد شرح - از مجلسى ره - « قوله
الاسمحيقون
» مىگويم ما در كتابهاى طب و لغت چنين لفظى پيدا نكرديم و آنچه در كتب طب است اسطمخيقون است و آن دانهايست مسهل سوداء و بلغم و شايد در نسخههاى روضه تصحيف شده باشد ( از مجمع البحرين نقل شده است كه اسمحيقون نوعى دواء است و به اين حديث هم گواه آورده است . من گويم پس از تتبع وسيع مجلسى ره نمىتوان گفت مجمع البحرين اين لغت را در يك اصلى جز همان نسخههاى روضه بدست آورده باشد ) .
دنباله حديث 229 - ( 2 ) گفتم ما روى آن دواء سمى نبيذ ( شراب خرما ) ببيمار مينوشانيم ؟
فرمود : در حرام شفائى نيست ، رسول خدا ( ص ) بيمار شد و عايشه گفت شما بيمارى سينه پهلو داريد در پاسخ او فرمود من نزد خداوند عز و جل ارجمندترم از اينكه مرا به سينه پهلو دچار سازد ، فرمود :
پس پيغمبر دستور داد با قطرهچكانى از صبر تلخ در دهان او چكانيدند ( با صبر خوب او را مالش دادند خ ل ) .
شرح - از مجلسى ره -
« ليس في حرام شفاء »
دلالت دارد كه با حرام درمان روا نيست مطلقا چنانچه ظاهر بيشتر اخبار است و گر چه خلاف مشهور است و حمل شدهاند به صورت عدم اضطرار .
قوله
« قد اشتكى »
نقل اين داستان براى استشهاد و مداوا بدواى تلخ است .
قوله
« انا اكرم على اللَّه »
زيرا مرض سينه پهلو غالبا ملازم اختلال عقل و پريشانى مغز است .
قوله
« فلد بصبر »
فيروزآبادى گفته لدود مانند صبور آنچه است كه با قطره چكان در گوشه دهان مىچكانند .