202 - ( 1 ) از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 7 - المجادله ) رازى ميان سه كس نباشد جز اينكه خدا چهارمين آنها است و نه ميان پنج كس جز اينكه او ششمين آنها است و نه ميان كمتر و يا بيشتر جز اينكه او بهمراه آنها است هر جا باشند و سپس روز قيامت آنها را بدان چه عمل كردند آگاه ميسازد زيرا خداوند به همه چيز دانا است .
فرمود اين آيه در باره فلان و فلان و در باره ابى عبيده جراح و عبد الرحمن بن عوف و سالم مولى ابى حذيفه و مغيرة بن شعبه نازل شد آنگاه كه ميان خود عهدنامهاى نوشتند و توافق كردند و پيمان بستند كه اگر محمد ( ص ) درگذشت خلافت و نبوت هرگز در بنى هاشم نباشد و خدا عز و جل اين آيات را در باره آنها نازل كرده است .
گويد گفتم : قول خدا عز و جل ( 79 - الزخرف ) بلكه امرى را اثبات و ابرام كردند ، راستى ما هم ابرام كن هستيم . 80 - يا بلكه پندارند كه ما نهان و رازگوئى آنان را نشنويم ؟ آرى فرستاده ما همراه آنانند مينويسند - فرمود : اين دو آيه همان روز در باره آنها نازل شدند .
امام صادق ( ع ) فرمود : شايد تو نظر دارى كه روزى باشد كه مانند آن روز باشد كه اين عهد نامه نوشته شد ( يعنى در جنايت و سوء توطئه و بدبختى مردم نه هرگز چنين روزى نبوده ) جز روزى كه حسين ( ع ) كشته شد ( روز عاشورى ) در علم خدا عز و جل چنين گذشته بود و همان را برسول خدا ( ص ) اعلام كرد كه :
هر گاه آن عهدنامه نوشته شد حسين ( ع ) كشته مىشود و حكومت از دست بنى هاشم بيرون ميرود و همه اينها شد و تحقق پيدا كرد .
شرح - از مجلسى ره - از بيضاوى در تفسير
« مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ »
يعنى رازگوئى سه جانبه يا راز سه رازگو . .