( 1 ) ما زادگان آن كسيم كه قربانيش پذيرفته شد ، او را بكش تا نژادى نياورد كه بر نژادت ببالد ، او را كشت و چون نزد آدم ( ع ) برگشت تنها بود .
آدم - اى قابيل هابيل كجا است ؟
قابيل - ويرا در آنجا بجوى كه قربانى گذرانديم .
آدم در آنجا رفت و هابيل را كشته يافت و گفت زمين ملعون باشى چنانچه خون هابيل را مكيدى آدم تا چهل شب در سوك هابيل گريست و سپس از خدا پروردگارش فرزندى خواست و پسرى كه او را هبة اللَّه ناميد براى او زاده شد زيرا خدا عز و جل او را با خواهرش بوى دو قلو بخشش كرد .
چون دوران نبوت آدم ( ع ) بسر آمد و عمرش به آخر رسيد خدا عز و جل به او وحى كرد اى آدم بتحقيق كه نبوتت بسر آمد و عمرت به آخر رسيد تو علمى را كه دارى با ايمان و اسم اكبر و ميراث علم و آثار نبوتت را در فرزندت هبة اللَّه بامانت سپار و مقرر دار زيرا من هرگز دنباله علم و ايمان و اسم اكبر و آثار نبوت را از نسل تو تا روز رستاخيز قطع نكنم و هرگز زمين را از عالمى كه وسيله فهم دين و معرفت طاعتم باشد و وسيله نجات هر كس كه تا زمان نوح متولد گردد تهى ندارم و آدم به آمدن نوح ( ع ) مژده داد و فرمود خداوند تبارك و تعالى پيغمبرى بنام نوح مبعوث گرداند و او به خدا عز ذكره بخواند و قومش او را تكذيب كنند و خدا آنان را بطوفان هلاك سازد و ميان آدم تا نوح ده پشت بود كه همه پيمبران و اوصياء بودند و آدم بهبة اللَّه وصيت كرد كه هر كدام شماها نوح را درك كند بايد به او بگرود و از او پيروى كند و او را تصديق نمايد تا از غرق نجات يابد .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢١٩