برخى گفتهاند روح انسانى در حال خواب از غيب آگاه شود و هر كس آن را در خود تجربه كرده تا حدى كه باور دارد و اين از راه انديشه نيست زيرا انديشه در بيدارى تواناتر است و از آن غيب بىخبر است چگونه در خواب بدان راه يابد بلكه سببش آنست كه روح انسانى تناسب ذاتى دارد با مبادى عاليهاى كه آنچه بوده و هست و باشد در آنها نقش است و ميتواند بدانها پيوست روحانى داشته باشد و از نقوش علمى آنها درك كند ولى توجه و گرفتارى او به كارهاى مادى تن مانع از آنست و راهى براى دفع اين موانع نيست بطور كلى تا آنچه در مبادى عاليه است در روح ما نقش شود زيرا يكى از موانع توجه و گرفتارى روحست به كار تن و تا تن در كار تدبير است رفع اين گرفتارى روح ميسر نيست ولى در حال خواب اين گرفتارى سبك گردد .
زيرا در حال بيدارى روح بوسيله شرائين بحواس ظاهره پيوندد و بدان سرگرم شود و چون بوسيله خواب روح در درون حبس شود و حواس ظاهره از كار بيفتد گرفتارى روح سبك شود و تواند كه بمبادى عاليه پيوندد و از نقوش آن درك كند تا آنجا كه آماده آنست بمانند آينهاى كه برابر آينه ديگر شود و آنچه در اوست در خود منعكس سازد و قوه متخيله هم آماده است كه اين نقوش را حكايت كند و در خود گيرد و آنها را به صورت جزئى و مناسب در آورد و آن را بحس مشترك تحويل دهد و بمعرض شهود در آيد و اين مىشود خواب راست .
و پس از اين اگر صورتهائى كه در متخيله بجا ماند با آن معانى كلى كه از مبادى عاليه در روح منعكس شده است مناسبت كامل داشته باشد تا به جائى كه تفاوتى ميان آنها نباشد جز كلى بودن و جزئى بودن خواب نياز بتعبير ندارد و به همان نحو كه ديده شده است واقع مىشود و اگر مناسبت كامل در ميان نباشد و مناسبت از يك جهت باشد اين خواب نياز بتعبير دارد و بايد آن صورت خيالى را به صورت معنوى برگردانيد و اگر هيچ مناسبتى ميان آنها نباشد براى اينكه قوه متخيله آن را به اندازه زير و رو كرده كه با آن صورت روحى به كلى جدائى يافته اين رؤيا از قبيل اضغاث احلامست و از اين رو گفتهاند بخواب شاعر و دروغگو اعتمادى نيست زيرا قوه متخيلهاش به انتقالات كاذبه و باطله عادت كرده است انتهى .
و پوشيده نيست كه اين بيان در شرح خواب تير بتاريكى انداختن است و گفته ايست از روى گمان و ترديد و بدليل و برهانى و شهود و عيانى استناد ندارد و نه بوحى الهى و بر پايه وجود عقول و نفوس فلكيه است كه شريعت مقدسه آن را نفى كرده .
« ماذرى » در شرح قول پيغمبر ( ص ) : « الرؤيا من اللَّه و الحلم من الشيطان » گفته است :
مذهب اهل سنت در حقيقت رؤيا اينست كه خدا تعالى در دل شخص خواب اعتقادهائى آفريند چنانچه در دل بيدار و خواب و بيدارى مانع خواست خدا سبحانه نيست و اين اعتقادات بدنبال خود علم بامور ديگرى را دارند كه بودهاند يا ميباشند و چون در دل نائم آفريند كه پرواز مىكند و پرنده نيست او معتقد امر خلاف واقعى شده و آن نشانه چيز ديگريست چنانچه ابر نشانه بارانست ( و گفته ديگرى هم به همين سستى و بىپر و پائى از محى السنه نقل كرده و سپس گويد ) سيد مرتضى ره در كتاب غرر و درر در جواب اين سؤالات كه :
1 - خوابها كه بينند درست باشند يا نادرست ؟
2 - خواب از كار كيست و وجه اينكه بيشتر درست در آيد چيست ؟
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٧٧