2 - نام موضعى است در دو منزلى كوفه تا آخر شرحى كه حموى در مراصد الاطلاع بيان كرده است و وضع كوچانيدن عمر مر آنها را و سبب آن در فتوح البلدان بلا ذرى از ص 65 چنين است :
عهد نامهء رسول خدا با نجران :
اين عهد نامه ايست كه پيغمبر رسول خدا ( ص ) محمد براى نجران نوشته در صورتى كه فرمان او بر آنها نافذ بوده است در هر ميوهاى و هر مال زرد و سپيد و سياهى و در هر بندهاى ؛ همه را به آنها بخشيده و تنها به دو هزار حله يمنى اكتفاء كرده كه هر حله ارزش يك وقيه پول نقره داشته باشد و اگر ارزش آن كم و بيش شود محسوب گردد و اگر در عوض زره يا اسب يا شتر يا كالائى دادند به همان ارزش حساب شود .
بر نجران شرط است كه پيكهاى مرا تا يك ماه و كمتر مهمان كنند و بيش از يك ماه معطل نكنند و بر آنها شرطست كه سى زره و سى رأس اسب و سى دندان شتر در صورت شركت در توطئه بر عليه اسلام در يمن بعاريت بقشون اسلام بدهند و هر چه از اين عاريه نابود شود از اسب و شتر در ضمانت مسلمانان است تا آن را به آنها برگردانند ، و براى نجران اين شروط در عهده شناخته شده .
1 - خود و وابستههاشان ، هر چه دارند از جان و مال و زمين و دارائى از غائب و حاضر و كاروان و دسته اعزامى و نماينده همه در پناه خدا و رسول خدايند .
2 - وضع ملى و مذهبى آنها تغيير داده نشود و نه حقى از حقوق آنها و نه شعائر آنها .
3 - تعرضى با سقف و راهب و سران مذهبى در انجام وظائف مذهبى نشود و نه نسبت بدان چه در تصرف دارند از كم و بيش .
4 - فشار و خون دوران جاهليت از آنها ملغى است .
5 - زير پرچم دعوت نشوند و از آنها عشر گرفته نشود 6 - قشون بدانها يورش نبرد .
7 - در حقوق و محاكمه با آنها به عدالت و حقوق متساوى رفتار شود .
شروط تفرقه :
1 - هر كدام از آنها را با خوارند در پناه من نباشند .
2 - كسى از آنها مسئول ستم ديگرى نيست .
3 - آنچه حق در اين عهدنامه دارند در ضمانت خدا و محمد پيغمبر خداست هميشه .
4 - بدستور خدا اين عهدنامه قابل نقض است و تا خير خواه و مصلح باشند نسبت بدان چه در عهده دارند اعتبار دارد و ستمى بر آنها تحميل نشود .
( سپس شهود عهدنامه بيان شده است ) و گويد :
گفتهاند ابو بكر صديق هم اين عهدنامه را با آنها تجديد كرد و چون عمر بن خطاب خليفه شد رباخوارى كردند و توطئههاى بسيارى بر ضد اسلام چيدند و بدين سبب آنها را كوچانيد و اين سفارشنامه را بآنها داد .
اما بعد مردم شام و عراق بايد هر نجرانى را دريافتند از كار كشت زمين وسيله زندگى آنها را فراهم كنند و هر كجا كار كردند و آبادى بوجود آوردند از آنها باشد در عوض اراضى يمن آنها .