در صورتى كه رواست خداى عز و جل اسم اعظم خود را در حروف مقطعه اى كه قرآن او است و حجت و كلام او است نهان سازد همچنان رواست كه حجت خود را در ميان بندگان مؤمن و ديگران نهان سازد چون خداى عز و جل ميداند كه او را آشكار بدارد بيشتر مردم از حدود الهى در باره او تعدى ميكنند و بدين وسيله مستحق كشتار ميشوند و كشتار آنها در دوران پيش از ظهور در وقت معين روا نباشد زيرا بسا مؤمنانى در پشت آنها است و در صورت تعدى به امام ترك قتل آنان هم روا نباشد زيرا امام را تلف كنند و عالم تباه گردد در اين صورت حكمت غيبت امريست كه مراعات آن لازم است و چون پشت آنها پاك شود و در آن نطفه مؤمنى نماند ، خدا او را ظاهر كند و دشمنان خود را به زمين فروبرد و نابود سازد نمىبينى كه هر گاه زنى محصنه زنا كرد و آبستن است سنگسار نشود تا فرزند خود را بزايد و او را دو سال كامل شير بدهد مگر يكى از مسلمانان كفيل شير دادن او شود همچنين است تكليف كسى كه مؤمنى در صلب او باشد و قتل بر او لازم گردد كشته نگردد تا مؤمن از او به دنيا آيد و پشت او پاك شود و كسى نباشد كه اسرار را بداند مگر آنكه از طرف خداى علام الغيوب حجت و امام باشد از اين جهت است كه اقامه حدود مخصوص امام است و به همين جهت بود كه امير المؤمنين جنك با مخالفان خود را ترك كرد و بيست و پنج سال پس از رسول خدا ( ص ) در خانه نشست
1 - راوى گويد به امام ششم گفتم چرا امير المؤمنين در آغاز با مخالفان خود نجنگيد ؟
گفت چون در كتاب خداست ( سوره فتح آيه 25 ) كه اگر پاك ميشدند هر آينه عذاب ميكرديم آن چنان كسانى كه كافر بودند عذابى دردناك ، گويد كه عرضكردم مقصود از پاك شدن آنها چيست فرمود بيرون شدن مؤمنانى كه بطور امانت در اصلاب كافرانند و همچنانست حضرت قائم عليه السلام ظهور نكند هرگز تا ودائع خداى عز و جل بيرون آيد و چون بيرون آمد بر آنان كه از دشمنان خدا بايد ظاهر شود و آنها را بكشد
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٥٥