خاك فراموش ميشويد و در تاريكى گور فرو ميرويد ؟
واى بر شما اى دنيا پرستان در تابش خورشيد چراغ ميكشيد با اينكه روشنى آن شما را بس است ، و چراغ را در تاريكى از دست مينهيد كه براى آن مسخر شما شده ؟ همچنين شما براى كار دنيا از پرتو دانش استفاده ميكنيد با اينكه دنيا براى شما ضمانت شده و استفاده از پرتو علم را براى آخرت از دست داديد كه براى آنتان دادهاند ، ميگوئيد آخرت حق است و دنيا را آماده ميسازيد ، و ميگوئيد مرگ حق است و از آن ميگريزيد ، و ميگوئيد خدا ميشنود و ميبيند و نميترسيد كه گناهان شما را شماره گيرد ، و چگونه كسى كه از شما بشنود باور كند زيرا آنكه ندانسته دروغ گويد معذورتر است از آنكه دانسته دروغ گويد گرچه هيچ عذرى براى هيچ دروغى نيست .
به حق براى شما ميگويم راستى چون مركبى را سوار نشوند و رياضت و تمرين ندهند و به كار نگيرند سركش و بدخلق مىشود ، همچنين هر گاه دلها به ياد مرگ نرم نشوند و رنج مداومت بر عبادت را نكشند سخت و تند ميشوند ، چه سود دهد خانه تاريك را كه چراغى بر بامش نهند و درونش پر هراس و تاريك باشد همچنين شما بنور علمى كه در دهان داريد بهره مند نشويد در صورتى كه درون شما از آن هراسناك و معطل است بشتابيد و خانههاى تاريك خود را روشن كنيد ، همچنين بشتابيد و دلهاى سخت خود را با حكمت نرم كنيد پيش از آنكه زنگ گناهان در آنها بنشيند و از سنگ سختتر شوند ، چگونه ناتوانى بار سنگينى را بكشد يا چگونه گناهان كسى كه بدرگاه خدا آمرزش نجويد فرو ريزد بلكه چگونه جامه چركين كسى كه نشويدش پاك گردد ، و چگونه خطاكار بىكفاره از گناه بر كنار شود ، بلكه چگونه كسى كه
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 541
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٥٤١