بودن با توجه به محاسبات فوق : معناى مطابقى آيه مىشود :
هر خبرى كه مخبر آن فاسق است بايد پيرامون آن تبين كرد و مفهوم وصفى آيه مىشود .
هر خبرى كه مخبر آن فاسق نيست ، يعنى : عادل است تبين ندارد . حال همان مقدمهء خارجيّه را دوباره ضميمه كرده مىگوئيم : اكنون كه تبيّن لازم نيست دو احتمال مىرود :
قبول بلا تبيّن و يا رد بلاتبيّن كه احتمال دوم باطل است ، زيرا تالى فاسد مذكور در مفهوم شرط را دارد . پس : احتمال اول ( يعنى : قبول بلا تبيّن ) تعيّن مىيابد ، و اين همان معناى حجيت است .
* نظر صاحب قوانين راجع به حجيت خبر واحد و اثبات آن از طريق مفهوم وصف چيست ؟
هرچند ايشان مفهوم وصف را حجت نمىداند ، لكن ، از آنجا كه در خصوص مورد بحث قرينه بر وجود مفهوم وجود دارد ، به مفهوم وصف قائل شده و لذا خبر عادل را حجت دانسته است .
* وجه دلالت آيهء نبأ بر اشتراط عدالت و حجيت خبر عادل چيست ؟
اين است كه :
فاسق كسى است كه فسق ، براى او ثابت شده است ، نه كسى كه ما او را فاسق بدانيم ، بنابراين :
وقتى تفحص در خبر دارندهء چنين صفتى لازم است ، قبول خبر بدون تفحص ، متوقف است بر علم به انتفاء اين صفت .
معناى مزبور مقتضى عدالت راوى و حاكى حديث است . چرا كه ميان فاسق و عادل در عالم نفس الامر و واقع شقّ سومى وجود ندارد .
حال : قرينهاى كه بر اين معنا در آيهء شريفه وجود دارد ، تعليلى است كه در ذيل آن وجود دارد .
زيرا وقوع در ندامت ، تنها در عمل به خبر كسى است كه در واقع فاسق است ، اگرچه از نظر ما متّصف به صفت فسق نباشد .
پس : در عمل به خبر شخصى كه در نفس الامر و واقع عادل است ، ندامتى وجود ندارد ، هرچند ظاهرا كاذب شمرده شود .
( كتاب قوانين الاصول جلد اول مبحث ( سنّت ) ذيل اشتراط عدالت در راوى حديث . )
* آيا مىتوان از طريق مفهوم قيد به آيهء نبأ ، در حجيت خبر واحد استدلال نمود ؟
برخى گفتهاند :
از آنجا كه حاصل معناى آيه عبارتست از : تبيّنوا نبأ الفاسق ، و فاسق به عنوان مضاف اليه ، قيد براى مضاف است . با انتفاء قيد ، حكم مترتّب بر مقيّد نيز منتفى مىشود .
در نتيجه : تبيّن از خبر عادل لازم نمىآيد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٦