سپس مىفرمايد :
لازم نيست كه حذر از باب غايت واجب بودن واجب باشد ، تا كسى اشكال كند كه ( لام ) غايت در آيه وجود ندارد و تنها فرموده است كه ( لعلّهم يحذرون ) ، بلكه از راه عقل هم مىتوان پيش آمد و گفت :
اگر انذار واجب باشد ، حذر هم بايد واجب باشد و گرنه مستلزم لغو بودن انذار است ، چون كه اثرى برآن مترتب نمىباشد اما لغو قبيح است و از مولى حكيم صادر نمىشود پس حذر هم بايد واجب باشد .
* مراد از عبارت ( و نظير ذلك ما تمسّك به فى المسالك . . . ) چيست ؟
نظير استدلال فوق است :
در مسالك ، از شهيد ثانى در رابطه با وجوب قبول قول مرئه در باب عدّه است كه آيه شريفه مىفرمايد :
وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ . . .
« 1 »
يعنى : كتمان ما فى الارحام بر زنها حرام است و اظهار آن واجب . و لذا عقل مىگويد : اگر اظهار بر زن واجب است ، پس قبول هم بايد بر ديگران واجب باشد و گرنه مستلزم لغو است .
* مراد از عبارت ( بمقتضى كلمة لو لا . . . ) چيست ؟
اين است كه چون مدخول كلمهء ( لو لا ) در آيهء مورد بحث به صيغهء ماضى است ، ناگزير بايد معناى مستفاد از اين كلمه ، تنديم و توبيخ بر ترك ( نفر ) باشد . مثل آيه شريفه :
فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً
حال مىتوان گفت :
معناى مستفاد از كلمهء ( لو لا ) به خاطر مدخول ماضيش توبيخ بر ترك ( نفر ) است . ( صغرى )
بر ترك امر غير واجب ، توبيخ وجود ندارد . ( كبرى )
پس : ( نفر ) هم لازم و واجب است . ( نتيجه )
* پس اگر مدخول ( لو لا ) فعل مضارع باشد معناى مستفاد از اين كلمه چيست ؟
معناى تخصيص و وادار نمودن است ، مثل آيهء شريفه :
لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ . . . .
هامش
( 1 ) - بقره / 228 .