1 - آنهائى كه مىگويند : قبول خبر واحد واجب نيست ، اصل جواز را نيز منكرند .
2 - و آنهائى كه مىگويند : قبول خبر واحد جايز است ، علاوه بر جواز وجوب را نيز قائلند .
پس كسى نيست كه قائل به جواز باشد ، امّا قائل به وجوب نباشد زيرا خرق اجماع مىشود بنابراين :
با بيان مزبور جواز ثابت شد ، خوب وجوب هم ثابت مىشود پس قبول و حذر واجب است و اين معناى حجيّت خبر واحد است .
* پس مراد از عبارت ( انّ الظاهر الآية وجوب الانذار ، لوقوعه غاية . . . ) چيست ؟
حاصل وجه دومى است كه شيخ در جهت اثبات وجوب حذر بيان داشته و آن اين است كه :
حذر ، غايت امر واجب ( يعنى : انذار ) است . ( صغرى )
غايت امر واجب ، واجب است . ( كبرى )
پس حذر به عنوان غايت انذار واجب است . ( نتيجه )
به عبارت ديگر :
1 - همراهى نفر با كلمه لو لا دلالت بر مذمت بر ترك نفر دارد . ( صغرى )
مذمت بر ترك ، دليل بر وجوب است . ( كبرى )
پس ، خود نفر واجب است . ( نتيجه )
2 - غايت اصلى در نفر تفقه در دين است . ( صغرى )
غايت الواجب واجبة ( يعنى لا يرضى المولى بتركه ) . ( كبرى )
پس تفقه در دين واجب است . ( نتيجه )
3 - غايت تفقه انذار است . ( صغرى )
غايت الغاية واجبة . ( كبرى )
پس : حذر هم واجب است يعنى لا يرضى المولى بانتفائه . ( نتيجه )
منتهى ، گاهى غايت ، فعلى از افعال اختياريه مكلّف است مثل ما نحن فيه كه حذر كردن از محارم الهى در اختيار ماست و گاهى غايت ، از لوازم عقلى يا فعل است مثل ( تب لعلّك تفلح ) كه رستگارى از لوازم عقلى توبه است نه اينكه فعل مكلّف باشد ، همانطور كه ورود در بهشت از لوازم عقلى عمل و اعتقاد به اسلام است .
* پس مراد از عبارت ( الثانى : انّه إذا وجب الانذار ثبت وجوب القبول . . . الخ . . . ) چيست ؟
همان بيان قبل است در وجه دوم تا بدانجا كه انذار به عنوان غاية الواجب واجب مىباشد ، لكن
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٣