تشريح المسائل
* مقدمة بفرماييد الفاظ و كلمات براى چگونه معانىاى وضع شدهاند ؟
براى معانى واقعيه و نفس الامرى وضع شدهاند ، ( نه براى معانى معلومه با قيد علم ) .
يعنى : واضع لغت ، هنگام وضع اصل معنا را لحاظ نموده و لفظ را براى آن وضع كرده ، بدون اينكه علم يا جهل شنونده و يا خواننده در آن دخالتى داشته باشد .
فى المثل : انسان را براى حيوان ناطق وضع كرده بدون اينكه علم و آگاهى ديگران در آن دخيل باشد . حال ، اين الفاظ ( وضع شده ) با همين معانى واقعيهء خودشان در لسان مقدس شارع موضوع واقع شدهاند براى احكام .
يعنى : شارع فرموده : الخمر حرام كه حرمت را روى خمريّت برده است و نفرموده : الخمر المقطوع حرام .
* به عنوان مقدمه دوم بفرمائيد فاسق در افعال مختلف به چه معناست ؟
1 - مشهور مىگويند :
فاسق عبارتست از : كسى كه مرتكب گناهان كبيره مىشود فى المثل : زنا كرده و يا شرب خمر مىكند و . . . البته مشهور خود بر دو دستهاند :
الف : برخى از آنها مىگويند :
هر گناهى كبيره است . ( صغرى )
هر كبيرهاى موجب فسق است . ( كبرى )
پس هر گناهى موجب فسق است . ( نتيجه )
ب : بيشتر آنها قائلند كه گناهان بر دو دستهاند : 1 - صغيره 2 - كبيره
و آنچه موجب فسق است ، گناهان كبيره است .
2 - برخى هم مىگويند فاسق عبارتست از :
هركسى كه از اطاعت الهى خارج و در معصيت داخل مىشود چه مرتكب كبار شود يا صغائر .
نكته : اشكال هشتم بر مبناى همين نظر اخير است .
* با توجه به مقدّمات فوق حاصل اشكال هشتم چيست ؟
اين است كه :
اوّلا : به حكم مقدّمه اوّل مراد از ( فاسق ) در منطوق آيه ، فاسق واقعى است يعنى ذات ثبت له الفسق يعنى كسى كه در واقع كوچكترين خلافى از او صادر شود ( چه گناه صغيره و چه گناه كبيره ) نه