اينكه مراد معلوم الفسق باشد .
بله : اگر منطوق آيه اينگونه بود كه ( ان جاءكم معلوم الفسق بنبإ . . . ) مىتوانستيد بگوئيد :
پس اگر مظنون يا مشكوك و يا محتمل الفسق باشد ، تبيّن واجب نيست كه در اين صورت مىتوانستيد مطلوب خود را ثابت كنيد .
امّا منطوق آيه چنين است كه
( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ . . . ) ،
كه مراد از فاسق ، فاسق واقعى است يعنى اگر مخبرى فى الواقع فاسق بود ، تبيّن در خبرش لازم است . بنابراين منطوق آيه تعميم يافته و شامل ( معلوم الفسق ) و ( مظنون الفسق ) هر دو مىشود .
- معلوم الفسق :
كسى است كه احتمال قوى مىرود كه در واقع فاسق باشد و خبرش فاقد حجيّت .
در مظنون الفسق :
1 - ابتدا بايد از حال خود مخبر تبيّن كنيم كه آيا فى الواقع عادل است يا فاسق .
2 - و پس از ظهور فسقش از حال خبرى كه داده تبيّن كنيم كه آيا درست است يا نه و در مشكوك الفسق :
يعنى : كسى كه شك داريم آيا در واقع فاسق است يا خير .
1 - ابتدا از حال مخبر تفحّص مىكنيم .
2 - پس از معلوميت فسقش از حال خبرى كه داده است ، تفحّص مىكنيم .
ثانيا : به حكم مقدمه دوّم ، مراد از فاسق اعم است از مرتكب كبائر و مرتكب صغائر .
پس در خبر مخبرى كه مرتكب كبائر است و كسى كه مرتكب صغائر است تبيّن بايد كرد .
حال بر مبناى محاسبهء اخير ، منطوق آيه شامل شش گروه مىشود :
1 - كسى كه مرتكب كبيره است ، يقينا .
2 - كسى كه مرتكب صغيره است ، يقينا .
3 - كسى كه در ارتكابش به كبيره ظنّ داريم .
4 - كسى كه در ارتكابش به صغيره ظنّ داريم .
5 - كسى كه در ارتكابش به كبيره شك داريم .
6 - كسى كه در ارتكابش به صغيره شك داريم .
پس آيهء نبأ ضمن دربر گرفتن گروههاى فوق ، دلالت دارد بر اينكه در خبر همهء اين افراد ، تبيّن لازم است .