اصول است و نه مبادى آن .
* نظر جناب شيخ پيرامون عقيدهء صاحب فصول در مسئلهء مذكور چيست ؟
معتقد است كه نظر صاحب فصول مشتمل بر تجشّم و تكلّف است و حال آنكه نيازى به اين تكلّف نيست ، چرا كه مىتوان در پاسخ صاحب فصول گفت : دليل همان كتاب و سنت است حال : در مسئله حجيّت خبر واحد سخن در اين است كه آيا با خبر واحد داراى شرايط ، مىتوان دليل را اثبات كرد يا نه ؟ اثبات دليل هم خود از حالات دليل است و لذا از مسائل اصولى است .
به عبارت ديگر :
شيخ هم مثل محقق قمى معتقد است كه موضوع علم اصول ، ادلهء اربعه است با وصف دليليت لذا ، اصل دليليت اين ادله مورد بحث نمىباشد ، چرا كه حجيت اين ادله در علم كلام ثابت مىشود و از عقائد مسلّمه است . آنگاه سخن در اين است كه : آيا همانطور كه سنّت ( قول و فعل و تقرير ) به وسيلهء خبر متواتر قابل اثبات است و يا همان گونه كه به وسيلهء خبر واحد همراه با قرائن قطعيّه قابل اثبات است با خبر واحد مجرّد از قرائن هم قابل اثبات هست يا نه ؟
در نتيجه : بحث ما از عوارض سنّت است كه هل تثبت السنة بالخبر الواحد ام لا . و بحث از عوارض از جمله مسائل علم است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 14
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤